سفرنامه هلند

پس از گشت و گذار در شهر بروکسل به سمت همسایه شمالی کشور بلژیک یعنی هلند حرکت کردیم. در مسیر مزارع بزرگی از پرورش گاو را مشاهده کردیم. با توجه به اینکه اتحادیه اروپا یک دست شده و مرز خاصی از کشورها را مشاهده نمی کنید، برای اطلاع از ورود به کشور دیگر فقط می توان از تغییر رنگ تابلوهای جاده ها و یا تغییر خط آنها متوجه این امر شد. مثلا در کشور هلند رنگ تابلوها نارنجی می باشد که نمادی از این کشور می باشد. البته با ورود به هر کشوری یک پیامک خوش آمد گویی به آن کشور هم معمولا دریافت می شود و البته نماد ستاره های اتحادیه اروپا وجه مشترک این کشورهاست.

 

 

هلند کشوری است کوچک از قلمروهای پادشاهی هلند در شمال غربی اروپا با شانزده و نیم میلیون جمعیت که بیشترشان مسیحی پروتستان هستند. جمعیت مسلمانان هلند نزدیک به یک میلیون نفر است. پایتخت هلند شهر آمستردام است، اما به‌منظور تمرکززدایی بسیاری از وزارتخانه‌ها و سفارتخانه‌ها در شهر لاهه یا پیرامون آن مستقر شده‌اند. هلند از شرق با آلمان همسایه‌ است و از جنوب با بلژیک و از غرب نیز از طریق دریا با بریتانیا. بندر روتردام دومین شهر بزرگ هلند است و از نظر مساحت و تعداد اسکله‌هایی که دارد، بزرگ‌ترین بندر اروپا نیز به شمار می‌رود. هلند در پرورش و تجارت گل مقام اول را در جهان داراست. دامداری و کشاورزی نیز از پایه‌های اقتصاد هلند محسوب می‌شود. حکومت هلند پادشاهی مشروطه‌ است که در آن شاه یا ملکه نقش چندان تعیین کننده‌ای در سیاست ندارد و بیشتر نماد وحدت ملی است.

به هر شکل مقصد اولیه ما در کشور هلند شهر معروف لاهه و یا به قول خودشان "  Den Haag دن هاگ " بود. این شهر در غرب هلند و پایتخت اداری آن محسوب می شود. لاهه یکی از پایتخت های سازمان ملل محسوب می شود و چند موسسه این سازمان از جمله دادگاه بین المللی در این شهر واقع است. این دادگاه برای کسانی که اهل تاریخ هستند یادآور ماجرای ملی شدن صنعت نفت ایران و به رسمیت شناختن آن توسط این دادگاه باشد.

 

 

یکی از جاذبه های توریستی لاهه شهر مینیاتوری مادورودام است. در اینجا می توان کل دیدنی های هلند را در یک جا و به صورت ماکت هایی کاملا طبیعی و زیبا دید. این محل به قدری جذاب و بزرگ است که ساعت ها وقت شما را برای دیدن آن می گیرد. در هنگام ورود به این محل مجسمه پسر فداکار پطروس را میبینیم. شاید بعضی از شما با داستان پسر فداکار در کتابهای فارسی دبستان آشنا شده باشید۰ پسر کوچولویی که با فرو کردن انگشتش در یک سوراخ بوجود آمده در یک سد توانست شهری را از خطر سیلاب و فروپاشی سد نجات بدهد هر چند که فردای آن روز جنازه پطروس را که هنوز انگشتش درون آن سوراخ بوجود آمده در سد باقی بود را پیدا میکنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی از نمادها و یادگاری های هلند کفش های چوبی و نیز آسیاب های بادی آن است.

 

 

در محلی دیواره ای مشابه سد ساخته شده که دارای سوراخ های متعدد است و هر بار از یکی از آنها آب بیرون می ریزد و بچه ها به نشانه پطروس انگشت خود را در سوراخ ها کرده تا آب بند بیاید.

 

 

پس از آنکه روزی را در شهر لاهه گذراندیم به سمت شهر لایدن که درحقیقت محل هتل و اقامت ما بود حرکت کردیم.این شهر کوچک و زیبا بخاطر قدیمی ترین دانشگاه کشور معروف است . جمعیت فراوان دانشجویان به این شهر حالت با طراوتی داده است، ولی فضای آن خیلی سنتی است. در این شهر شاهد آبراه ها و کانال های آرام، موزه های مهم و شهر قدیم زیبایی با معماری چند قرن پیش خواهید بود. 

 

 

 

 

 

یکی از ویژگی های جالب خانه سازی اروپا این است که تخریب و نوسازی به ندرت اتفاق می افتد و اکثر خانه ها را تعمیر و بازسازی می کنند. این هم از سال 1924.

 

 

 

و این هم یک مزرعه پرورش اسب که در نزدیکی هتل بود.

 

 

پس از آنکه شبی را در هتل گذراندیم، صبح روز بعد به سمت آمستردام پایتخت هلند حرکت کردیم. این شهر همانند شهر ونیز ایتالیا پر از آبراهه و کانال می باشد و برای جابجا شدن در خیلی از مسیرها از قایق استفاده می شود و اتفاقا یکی از جاذبه های گردشگری این شهر همین گشت و گذار در آبراهه های شهر است.  در حاشیه این کانال ها خانه های قدیمی زیبایی را می توان مشاهده کرد .یکی از بزرگترین مشکلات در شهر نبود فضای کافی برای پارک اتومبیل می باشد که به دلیل کمبود زمین در این شهر است. برای پارک ماشین باید از پارکومترهای کنار خیابان استفاده کرد که البته قیمت بسیار بالایی در حدود ساعتی 20 یورو دارد که خیلی گران است و ما ناچارا به سمت پارکینگ های عمومی رفتیم که نسبتا قیمت آن مناسب تر است ولی باز هم از سایر کشورها گران تر بود.

 

 

 

 

یکی از موزه های آمستردام  موزه نقاش معروف آنها ونگوک می باشد.

 

 

 

یکی از موزه های معروف این شهر موزه مادام توسود است که در آن مجسمه های از بزرگان و مشاهیر دنیا ایجاد شده و نگهداری می شود.

 

 

و این اتومبیل ما که به قدر کافی جا دار بود تا بتوانیم لوازم مورد نیاز را با خود برداریم.

 

 

و بالاخره تصمیم گرفتیم از بهترین جاذبه که همان عبور از کانال های شهر بود استفاده کنیم. در قسمت های مختلف شهر ایستگاه هایی برای این منظور تعبیه شده و با خرید بلیت در حدود یک ساعت چرخی در شهر می زنید.

 

 

 

 

و این هم  یک رستوران دریایی چینی که به سبک بناهای چینی ساخته شده است.

 

 

 

 

و سرانجام پس از گشت و گذار دریایی به سمت یک پارک حرکت کردیم تا استراحتی بکنیم. پارک بزرگی که  پرندگان دریایی نیز در آن مشاهده می شد.

 

 

 

 

و بدین ترتیب سفر ما به کشور هلند پایان یافت و بار دیگر به فرانکفورت بازگشتیم. در موقعیتی دیگر به یک سفرنامه دیگر می پردازم.

جا دارد از یکی از مناطق بسیار دیدنی هلند یعنی باغ گل های کویکنهوف نام ببرم که متاسفانه در زمانی که ما به هلند رفته بودیم این نمایشگاه پایان یافته بود و موفق به دیدار آن نشدیم ولی جا دارد چند عکس زیبا از آن را برایتان بیاورم.

 

 

 

 

 

سفرنامه بلژیک - بروکسل

پس از یک سال و بعد از اینکه موفق شدیم اتومبیلی تهیه کنیم، شروع به مسافرت باماشین کردیم. اولین سفر خارجی ما بلژیک و پایتخت زیبای آن یعنی بروکسل بود . قبل از اینکه در مورد این شهر بنویسم باید بگویم تجربه سفر با هواپیما، قطار، اتوبوس و کشتی، یک طرف و تجربه مسافرت زمینی با ماشین ، طرف دیگر. در سفر با اتومبیل شما می توانید به شکل کامل تری از محیط پیرامون خود استفاده کنید. دیدن مناطق بکر که در مسیر وجود دارد از مزایای این سفر است. ضمن آنکه تجربه رانندگی در جاده های اروپایی واقعا متفاوت است. جاده هایی که استانداردها و ایمنی آن به شکل کاملا محسوسی قابل مشاهده است. در جایی که می توان با آرامش سفر کرد و نگرانی از حادثه و تصادف تقریبا وجود ندارد. در مسیرهای آزادراه خصوصا در کشور آلمان ، لاین های متفاوتی در اختیار شماست و می توانید بر اساس سرعت خود لاین خود را انتخاب کنید، حتی در بعضی از مسیر جاده ای لاین سرعت آزاد وجود دارد و می توان با هر سرعتی در آن حرکت کرد. گاهی اوقات جرات کرده و با سرعت 170 کیلومتر در ساعت حرکت می کردم و یک مرتبه  در لاین مجاور خود میدیدم ماشینی مانند جت از کنار ما رد می شد و دیگر قابل رویت نبود. البته این را باید گفت این امر ناشی از این است که آنها هم به جاده های خود اطمینان دارند ، هم به ماشین های خود و هم به رانندگان خود. 

 

 

برای سفر شخصی مقدماتی لازم است که قبلا در مورد آن مطالبی آورده بودم. خصوصا اینکه اگر از قبل هتلی رزرو کنید با آرامش بیشتری می توان حرکت کرد. در ضمن یار و همراه شما در سفر ناوی یا همان جی پی اس است که شما را از لحظه شروع حرکت تا پایان مسیر هدایت می کند. با توجه به اینکه این دستگاه امکانات مسیریابی متفاوتی دارد و یکی از آن ها انتخاب مسیرهای فرعی و روستایی است ، ما هم به دلیل اینکه در خیلی از این مسیرها مناطق دیدنی بیشتری می توان مشاهده کرد از همین مسیرها به سفر می رفتیم. البته خود این مسرها هم برای خود قوانین و شرایطی دارد که باید آن را دانست. مثلا ما در همین مسیری که می رفتیم به یک تقاطع رسیدیم که بر طبق مسیر باید به سمت چپ گردش کرده و منتظر سبز شدن چراغ می شدیم ، ولی هرچه صبر کردیم دیدیم از سمت مسیرهای دیگر چراغ دائما سبز و قرمز می شد و ما همچنان پشت چراغ قرمز گیر کرده بودیم. از طرف دیگر به تدریج پشت سر ما صفی از اتومبیل ها ایجاد شده بود و آنها برای ما چراغ می زدند که حرکت کنیم. ولی ما عادت کرده بودیم به هیچ وجه قانون شکنی نکنیم با نشان دادن چراغ قرمز به آنها گفتیم که نمی شود حرکت کرد. آخر سر یکی از رانندگان پشت سری آمد و گفت باید کمی جلوتر برویم. به محض اینکه یک متر جلو آمدیم چراغ سبز شد و تازه متوجه شدیم که این مسیر چون مسیر فرعی بوده و رفت و آمد در آن کم رخ می داد ، زمین آن دارای سنسوری بود که به محض ورود به ابتدای مسیر چراغ سبز می شد و ما هم باید کمی جلوتر می ایستادیم تا این اتفاق می افتاد.

بگذریم، و اما کمی در مورد کشور بلژیک و پایتخت آن بگویم.

 بلژیک کشوری در غرب اروپا و یکی از اعضای اتحادیه اروپا است. پایتخت آن بروکسل است. بلژیک در شمال با هلند، در شرق با آلمان، در جنوب شرقی با لوکزامبورگ، در جنوب با فرانسه و از شمال غربی با دریای شمال مجاور است. بلژیک تابستانهای نسبتا خنک و زمستانهای معتدل و بارندگی کافی در تمامی سال دارد. مناطق دور از دریا تابستانهای گرمتر و زمستانهای سردتری دارد. بلژیک کشوری پادشاهیست. پادشاهی ای دارای وجهه ملی و دموکراسی مجلسی که پس از جنگ جهانی دوم از یک ایالات متحده به یک اتحادیه تبدیل شد. سیستم دو پارلمانی از سنا و مجلس شورا تشکیل شده است. در حالی که سنا مجموعه ای از سیاست مداران بالارتبه منتخب و نمایندگان انجمن ها و مناطق است، مجلس شورا نشانگر تمام بلژیکی های بالاتر از هجده سال در یک نظام رأی گیری همزمان می باشد. بلژیک از معدود کشورهاییست که رای دادن در آن اجباریست و به همین علت در جهان یکی از بالاترین آمار رأی گیری را داراست. 

بروکسل (Brussel در هلندی، Bruxelles در فرانسوی، Brussels در انگلیسی) پایتخت کشور بلژیک است. بروکسل مقر اصلی بیشتر نهادهای اتحادیه اروپا است. از لحاظ زبان، بلژیک به مناطق شمالی آلمانی زبان و منطقه جنوبی فرانسوی زبان تقسیم شده است. هرچند زبان رسمی این دو منطقه عمدتاً یکسان است، در هر دو سمت، دو زبان استفاده می شود. منطقهٔ بروکسل رسماً دو زبانه است هرچند اکثریت با فرانسوی هاست.

 

 

 

 

به هر جهت پس از سفری چند ساعته به بروکسل رسیدیم و به سمت هتلی که رزرو کرده بودیم حرکت کردیم، اما غافل از اینکه پرینت رزرو را نگرفته و نداشتیم و مسئول پذیرش هتل فقط برگه رزرو را می خواست و هرچه به او کد رهگیری را می دادیم باز از پذیرش ما امتناع می کرد. بالاخره ناچار شدیم در همان جا و با پرداخت دو یورو پرینتی از رزرو خود بگیریم تا وارد هتل شویم. پس از کمی استراحت به سمت مناطق تاریخی و دیدنی این شهر حرکت کردیم. در ابتدا از کنار کاخ سلطنتی آن عبور کردیم . این قصر در یک مکان مرتفع قرار دارد و از بالا منظره زیبای شهر دیده می شود. به کمک یک آسانسور به پایین آمدیم و از محلاتی که سنگفرش بودند به دیدن جاذبه های آن پرداختیم.

 

 

 

بخشی از دیدنی های بروکسل را با شما مرور می کنم.

 

 

 

 

 

و این هم از اختلاط نژادی که بدون تعصبی در بسیاری از کشورها مشاهده می شود.

 

 

 

 

و این گیاهی عجیب و غریب که تا به حال ندیده بودیم.

 

 

 

 

 

 

 

یکی از دیدنی های جذاب این منطقه میدان مرکزی شهر است که آن را گل های زیبا فرش کرده اند. هر گردشگری مدتی از زمان خود را به دیدن این میدان اختصاص می دهد.

 

 

 

 

مجسمه مرد کوچک بروکسل ،این تندیس یکی از نمادهای بلژیک بشمار میرود که فواره ای است با مجسمه کوچک برنزی به ارتفاع شصت و یک سانتی متر از پسر بچه ی که در حال ادرار کردن در حوضچه ی زیر فواره میباشد . این مجسمه در بلژیک به مرد کوچک معروف است و می توان آن را به شکل های مختلف در هر کجا یافت.

 

 

یکی از دیدنی های شهر سازه ای است که معروف به اتومیوم می باشد و از دور نیز قابل مشاهده است.

 

 

شاید کسانی که هم سن و سال ما باشند سریال ارتش سری را به یاد داشته باشند. این سریال مربوط به مبارزات مخفی مردم بلژیک علیه اشغال گران آلمانی در جنگ جهانی دوم بود. با عبور از کوچه های شهر می توان به یاد آن سریال افتاد.

و این هم بنای دروازه پیروزی بلژیک است که مشابه آن را در چند کشور دیگر هم مشاهده کردیم.

 

 

یکی از محله هی این شهر محله عربهای آن است که وقتی به آنجا پا می گذارید فکر می کنید در یک کشور عربی هستید.

 

 

 

به هر شکل روزی را در بروکسل گذراندیم و شب برای استراحت به هتل برگشته و خود را برای ادامه سفر که کشور هلند بود آماده کردیم.

سفرنامه هلسینکی - فنلاند

صبح روز بعد به اسکله شهر زیبای هلسینکی پایتخت فنلاند رسیدیم. از عرشه کشتی منظره بندر خیلی دیدنی بود. پس از پیاده شدن و تهیه نقشه نقاط توریستی این شهر با مترو به سوی این مناطق حرکت کردیم. خوشبختانه واحد پول آنجا هم یورو بود و مشکلی برای خرید نداشتیم.

 

 

 

 

جمهوری فنلاند کشوری است در منطقه اسکاندیناوی در شمال اروپا. این کشور ۵٫۴ میلیون نفرجمعیت دارد و پایتخت آنهلسینکی است. حدود یک میلیون نفر از جمعیت کشور در منطقه کلان شهری هلسینکی زندگی می کنند.

دو زبان فنلاندی و سوئدی در این کشور رسمیت دارند. ۹۰ درصد از مردم کشور فنلاندی زبان هستند و سوئدی در چند منطقه ساحلی در غرب، جنوب، و منطقه خودگردان اُلند صحبت می شود.

فنلاند از شمال با نروژ، از شرق با روسیه، از غرب با سوئد همسایه است. خلیج بوتنی در غرب، خلیج فنلاند در جنوب و دریای بالتیک در جنوب غربی آن قرار دارد. فنلاند کشور دریاچه و جنگل است. ۱۰ درصد خاک آن را دریاجه پوشانده و ۷۳ درصد آن را جنگل. رشته کوه های آن اغلب در نیمه شمالی واقع شده اند. نزدیک به یک سوم فنلاند در شمال مدار قطبی قرار دارد و یک دهم کشور پوشیده از دریاچه ها (حدود 50.000 در کل ) است . سایما – بزرگترین جزیره- مساحتی بیش از 4.400 کیلو متر مربع دارد . طی ماه های زمستان آب خلیج بوتنی (در غرب) و خلیجفنلاند (در جنوب) یخ می بندد و بندرها با استفاده از کشتیهای یخ شکن بازمی ماند . وجود یخچالها شدیدا ً بر زمین کشور اثر گذاشته است ، و به غیر از کوه های شمال غرب بیشتر فنلاند متشکل از زمینهای پست است .

 

 

خوشبختانه مانند بسیاری از کشورهای اروپایی اکثر جاهای دیدنی  و تاریخی در یک منطقه جمع شده اند و با فرصت کمی که ما داشتیم توانستیم از بیشتر آنها دیدن کنیم. اولین جایی که رسیدیم کلیسای جامع هلسینکی بود. این کلیسا دارای گنبدهای سبز زیبایی است که در یک منطقه مرتفع ساخنه شده و دورنمای بسیار دیدنی دارد. اغلب گردشگران از این کلیسا دیدن می کنند. در آنجا به چند توریست آلمانی برخورد کردیم و پس از معرفی خود، آنها هم اظهار خوشوقتی کردند و به نوعی احساس هم وطنی و آشنایی بین ما ایجاد شد. جالب حضور گسترده مرغان دریایی بود که بالای سر پرواز و یا کنار مردم ایستاده بودند و منتظر برای اینکه لقمه ای خوراکی بگیرند.

 

 

 

 

 

در کنار این کلیسا ابنیه و مراکز تاریخی دیگری وجود داشت که هر یک جذابیت خاص خود را داشت.

 

 

 

 

 

 

 

اما پس از دیدن بخش تاریخی این شهر به اسکله برگشتیم. یکی از جاذبه های این شهر بازار روزی بود که در کنار بندر تشکیل داده بودند و در آنجا انواع و اقسام مواد خوراکی و پوشاکی عرضه میشد. چادرهایی نیز برای فروش غذاهای دریایی بود که در جلو آنها یک نفر خوراک ماهی برای تست تعارف می کرد. از جمله غذاهای خوشمزه آن ماهی های سوخاری شده کیلکا بود که به خاطر ریز بودن آن باید درستی آن را خورد و البته جای شما خالی بسیار هم خوشمزه بود. ما هم بعد از اینکه از بازارچه دیدن کردیم و ظهر هم شده بود ترجیح دادیم که از همان ماهی ها سفارش بدهیم. در کنار آن بچه ها از ظاهر یک خوراکی دیگر نیز خوششان آمد و سفارش آن را دادیم ولی وقتی خواستیم آن را بخوریم نام آن را پرسیدیم که فروشنده با حرکات انگشت به ما گفت که هشت پا می باشد. با شنیدن این اسم حال بچه ها به هم خورد و چون سفارش هم داده بودیم چاره ای  جز این ندیدیم که خواهش کنیم آن را با همان ماهی سوخاری عوض کند که او هم قبول کرد و حالا با حجم زیادی از غذا مواجه شدیم و ناچارا آنها را به کشتی بردیم و شب خوردیم و باقی مانده آن را روز بعد خوراک مرغان دریایی کردیم.

 

 

در این بازارچه هم چنین نمادهایی از فنلاند به صورت عروسک و پوشاک یافت میشد که معمولا برای سوغات خریده می شود

 

 

 

فروشندگان دریایی که محصولات خود را در قایق عرضه می کنند.

 

 

 و باز هم هموطن ایرانی این بار در بازار روز هلسینکی

 

 

جالب اینکه برخی از مواد غذایی را با پیمانه و با واحد لیتر می فروختند.

 

 

و این همان ماهی های سوخاری شده کیلکاست که مانند چیپس خورده میشد.

 

 

خلاصه پس از گشت و گذاری نسبتا طولانی دیگر وقت آن شده بود که به کشتی برگردیم. این آخرین مرحله سفر دوره ای دریای بالتیک بود و باید به استکهلم برمی گشتیم. آن شب نیز در کشتی خوابیدیم و روز بعد به شهر زیبای استکهلم رسیدیم. در این فاصله خصوصا در نزدیکی های این شهر جزایر زیبایی وجود داشت که برخی مسکونی بود. با رسیدن به شهر و با هماهنگی هایی که از قبل داشتیم دوست و همکارمان آقای شاکرنژاد به استقبال ما آمد و چند روز بعدی را دراین شهر گذراندیم که شرح آن را قبلا بیان کرده بودم.

نهایتا پس از حدود نه روز وقت بازگشت به فرانکفورت رسیده بود. صبح روز آخر به اتفاق دوستمان به ترمینال شهر آمده و با گرفتن بلیت به سمت فرودگاه حومه شهر که حدودا نود کیلومتری استکهلم بود حرکت کردیم. پرواز ما حدود دو ساعت کشید و پس از آنکه به فرودگاه هان رسیدیم سوار ماشین خود شده و به فرانکفورت برگشتیم. این سفر یکی از زیباترین سفرهای ما بود . چرا که توانستیم تجربه زیبایی از یک سفر زمینی، هوایی و دریایی را درک کنیم.

به امید خدا در پست های بعدی در مورد سایر سفرها خواهم نوشت.

 

سفرنامه سن پترزبورگ

پس از آنکه از شهر تالین دیدن کردیم و شب به کشتی برگشتیم، آماده سفر به شهر تاریخی سن پترزبورگ روسیه شدیم. البته با توجه به اینکه روسیه جزو اتحادیه اروپا نیست باید اقدام به تهیه ویزا می کردیم. برای این کار در کشتی محلی در نظر گرفته بودند که با پر کردن فرم درخواست صدور روادید سه روزه برای روسیه می کردیم و قبلا هم ذکر کرده بودم که ممکن بود این درخواست مورد موافقت قرار نگیرد و ما اجازه ورود به این کشور را پیدا نکنیم. در هر صورت صبح روز بعد به ساحل این شهر بندری رسیدیم . از شب قبل به ما اعلام کرده بودند که با توجه به بزرگی این شهر و دور بودن اماکن تاریخی آن برای ما سرویس هایی در نظر گرفته بودند و با توجه به نقشه توریستی که در اختیار ما قرار داده بودند هر کس می توانست در ایستگاهی پیاده شده و بعد از دیدن منطقه مورد نظر سوار سرویس شده و به جای دیگر منتقل شود. خلاصه موقع پیاده شدن رسید و باید در صف کنترل پاسپورت و ویزا می ایستادیم. باز هم وقتی نوبت ما شد مامور کنترل باز هم متوجه نوع پاسپورت ما نشد و باز هم ما را سوال پیچ کرد که از کجا آمده ایم و این چه گذرنامه ای است. با توجه به اینکه در گذرنامه های ما عنوان کنسول گری و وزارت خارجه خورده بود ما خود را دیپلمات معرفی کردیم و مامور مورد نظر بعد از کلی مشورت با همکارن خود و تلفن با مسئولان بالاخره مهر ورود را بر پاسپورت های ما زد. البته باز هم فکر کنم خیلی از گذرنامه ما سر در نیاورد و با توجه به اینکه صف بسیار طولانی پشت سر ما بسته شده بود آخر سر مهر ورود را زد. خدا را خیلی شکر کردیم که موفق شدیم با کلی دردسر از این مانع عبور کنیم و وارد این شهر شویم.  

 

اما در مورد شهر سن پترزبورگ باید عرض کنم که این شهر دومین شهر بزرگ روسیه پس از مسکو می باشد که در انتهایی ترین نقطه شمال غرب روسیه و در جوار دریای بالتیک واقع است. این شهر در سال 1703 به دستور پتر کبیر ساخته شد و از آن زمان تا سال 1918 پایتخت روسیه بود. زمانی پتروگراد نام داشت و پس از نابودی حکومت تزارها بدست لنین ، لنینگراد نامیده می شد و البته پس از فروپاشی شوروی به نام قبلی خود باز گشت. این شهر به خاطر دفاع جانانه اش در مقابل هجوم آلمان در جنگ جهانی دوم بسیار مشهور است و نکته دیگر اینکه این شهر پایتخت فرهنگی روسیه به شمار می رود. این شهر با جمعیت پنج میلیونی خود یکی از زیباترین شهرهای دنیا محسوب می شود و در آن بناهای با شکوه بسیاری می توان مشاهده کرد. سن پترزبورگ دارای کانال های آبی بسیارو البته خیابان های بسیار عریض است که به نوعی نمایانگر وسعت کشور روسیه نیز می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

پس از خروج از گیت کنترل و محوطه ساختمان اسکله به شکل جالبی شاهد گروهی از نوازندگان ارکستر بودیم که به پیشواز مسافران آمده بودند و به نوعی خوش آمد گویی می کردند و پس از آن مسافران سوار مینی بوس هایی شدند که برای جابه جایی در نظر گرفته بودند. البته قابل ذکر است که از قبل پول کرایه این وسایل را از همه گرفته بودند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بعد از عبور از خیابان های طولانی و بسیار عریض شهر که شاید پهنای آنها به بیش از هفتاد متر می رسید در یکی از ایستگاه ها پیاده شدیم.

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

یکی از مشکلاتی که برای ما وجود داشت خط روسی بود که به هیچ وجه برای ما قابل فهم نبود و دائما باید برای پیدا کردن مکان ها از مردم سوال می کردیم که البته خیلی ها هم به زبان انگلیسی وارد نبودند و با کلی دردسر مواجه می شدیم. مورد دیگر واحد پول روسیه یعنی رویل است که باید پول خود را به آن تبدیل می کردیم. البته خیلی جاها یورو را قبول می کردند و خودشان با نرخی که ما خیلی متوجه نبودیم با ما حساب می کردند.

 

 

 

 

 

 

برخی از اتومبیل های آنها همانند کشورشان بسیار عریض و طویل است.

 

 

 

 

 

 

یکی از معروفترین موزه های دنیا موزه آرمیتاژ است که در این شهر قرار دارد. برای ورود به این موزه باید صف بسیار طولانی آن را تحمل کرد. ما نیز پس از ساعتی که در صف ایستادیم، به گیشه بلیط فروشی رسیدیم و با توجه به اینکه واحد پول روسیه روبل است یا باید پول خود را در صرافی تغییر می دادیم که فرصت یافتن صرافی را نداشتیم و یا باید از ویزا کارت استفاده می کردیم. با کمال ناباوری سیستم دریافت کارت بانکی آنجا پس از چندین بار نتوانست کارت ما را شناسایی کند و در کمال تاسف چون زمان کافی برای یافتن صرافی نبود از خیر دیدن موزه گذشتیم و از آنجا بیرون آمدیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

با توجه به وسعت این شهر زمان زیادی لازم بود تا از همه مناطق دیدنی آن دیدن کرد که ما این فرصت را نداشتیم و با توجه به اینکه از اسکله فاصله زیادی گرفته بودیم ترجیح دادیم خود را به سرویس رسانده تا از کشتی باز نمانیم. با این حال همین زمان نصف روز هم کافی بود تا شناخت اجمالی از این شهر و کشور روسیه داشته باشیم.  

خلاصه اینکه بعد از سن پترزبورگ عازم شهر هلسینکی پایتخت فنلاند شدیم که در فرصتی دیگر به آن می پردازم.

 

سفرنامه تالین - استونی

بعد از آنکه شب را در کابین کشتی پشت سر گذاشتیم ، صبح روز بعد به اولین مقصد سفر یعنی شهر تالین پایتخت استونی رسیدیم. این شهر بندری در شمال این کشور و در نزدیکی خلیج فنلاند واقع شده است. کشور استونی در غرب دریای بالتیک واقع است ، مرز شرقی آن روسیه و در جنوب با کشور لتونی همسایه است.  

  

 

 

این کشور جزو اتحادیه اروپا بوده و واحد پول آن نیز یورو است. در جایی خواندم که مردمان این کشور بی دین ترین مردم دنیا هستند و اکثر آنها به هیچ دینی اعتقاد ندارند.
تالین در سال 2011 پایتخت فرهنگی اروپا انتخاب شده و در فهرست آثار جهانی یونسکو قرار دارد و جزو ده شهر برتر دنیا در فناوری دیجیتال می باشد. تالین قدیمی ترین پایتخت در میان کشورهای شمال اروپاست.
خلاصه به عرشه کشتی آمدیم و از بالا تماشاگر زیبایی های این شهر شدیم.  

  

   

 برای خروج از کشتی بلیت ها را اسکن می کردند و کسانی که می توانستند دوباره سوار شوند بلیتشان علامت می خورد. وقتی از کشتی پیاده شدیم با توجه به اطلاعاتی که از قبل داشتیم به سمت منطقه تاریخی این شهر حرکت کردیم. نکته جالب اینکه محدوده تاریخی بسیاری از کشورهایی که دیدیم در اطراف اسکله کشتیرانی بود و می شد به راحتی به آنجا رسیده و بازدید کنیم.

 

 

 

  

 موج حضور گردشگران را می توان در هر کجا پیدا کرد. بسیاری ترجیح می دهند با اتوبوس های توریستی به گشت و گذار بپردازند.

 

 

 

 


شهر قدیمی تالین که مربوط به قرن 14و 15 میلادی است شامل دیواره های قرون وسطایی ، مناره های مخروطی و خیابان های سنگ فرش شده است که به طرز زیبایی مرتب شده است و گردشگران در خیابان های این منطقه در هر قسمت با آثار معماری آشنا می شوند. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


یکی از آثار تاریخی کلیسای جامع الکساندر نوسکی می باشد. این کلیسای ارتودکس در سال 1900 ساخته شده و گنبد های زیبای آن بسیار خیره کننده است. 

 

 

 

 

  

 برای جلب توجه گردشگران برخی خود را به شکل های متفاوت  در می آورند و کار می کنند.

 

 

 

 

  

 در یکی از مناطق مرتفع می شد تصویر زیبایی از شهر و دریا را مشاهده کرد که بسیار دیدنی است.

 

 

 

 

 

 

  

 این آقا هم با وسایل ضرب سکه به روش سنتی مردم را به خود جلب توجه می کرد و البته درآمدی هم برایش داشت.

 

 

 

 

  

 در گوشه و کنار می شد فروشندگانی را مشاهده کرد که آثار تاریخی این شهر به صورت تابلو یا مجسمه یا انواع ظروف چینی به توریست ها عرضه می کردند. قیمت خیلی از این وسایل تا حدودی بالا بود.

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 برای رفاه گردشگران وسایل حمل و نقل مانند قطار برقی در نظر گرفته اند.

 

 

  

 در خیلی از جاها کسانی دیده می شوند که با پوشیدن لباس های سنتی کشورشان هم به معرفی سنت های خود پرداخته و  هم باعث کسب درآمد بودند. بسیاری از توریست ها با این افراد عکس یادگاری می گرفتند.

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 و سر انجام پس از طی یک روز دیدن و گردش در منطقه تاریخی شهر تالین به سمت اسکله مسافری مراجعت کردیم تا بار دیگر سوار کشتی شده و پس از استراحت و خواب در کابین به سمت شهر تاریخی سن پترزبورگ حرکت کنیم که درباره آن در مطلب بعدی می نویسم. 

 

 

 

 

 

 

 

سفرنامه دریایی

 

پس از آنکه به شهر استکهلم رسیدیم با توجه به آنکه از قبل نیز قصد مسافرت به کشورهای حاشیه دریای بالتیک را داشتیم به کمک دوست عزیزم جناب شاکرنژاد که مهمان آنها بودیم سایت های مسافرتی مربوطه را بررسی کردیم و متوجه شدیم که تور دریایی که قصد سفر با آن را داشتیم دقیقا در بعدازظهر همان روز ورود از استکهلم حرکت می کند. این تور که به شکل چرخشی می باشد از چهار شهر استکهلم سوئد ، تالین استونی ، سن پترزبورگ روسیه و هلسینکی فنلاند عبور کرده و مجددا با ورود به استکهلم این چرخش ادامه می یابد.
این تور هر روز بعدازظهر از یکی این شهرها شروع به حرکت کرده و در طی شب کشتی به راه خود ادامه داده و در صبح به شهر بعدی وارد می شود. در آنجا مسافران از کشتی پیاده شده و پس از دیدن جاذبه های گردشگری شهر دوباره در عصر به کشتی برگشته و باز این روند برای شهر بعدی تکرار می شود.
از آنجا که چرخش این تور حدود پنج روز طول می کشید و ما فرصتی برای ماندن و استفاده مجدد از آن را نداشتیم قرار بر این شد که وسایل خود را باز نکرده و آماده سفر شویم. با توجه به اینکه دوستمان نیز برخی از این شهرها را قبلا دیده بود و آمادگی سفر نداشت ، تصمیم گرفتیم که این فرصت طلایی را از دست ندهیم و خودمان به تنهایی مهیای سفر شویم. البته از کشورهای عبوری با توجه به اینکه استونی و فنلاند جزء اتحادیه اروپا هستند نیازی به گرفتن ویزا نبود و فقط برای سن پترزبورگ روسیه لازم بود ویزا تهیه شود. با بررسی هایی که آقای شاکرنژاد برایمان کرده بود متوجه شدیم که ویزای روسیه را معمولا در داخل کشتی و قبل از ورود به آنجا می دهند و البته این امکان هم وجود داشت که این امر انجام نشود و مجبور شویم که یک روز را در داخل کشتی اقامت کنیم و از آن خارج نشویم. با این حال این ریسک را کردیم و با گرفتن بلیط کشتی که اتفاقا در پایان بلیط فروشی آن بود با قیمت مناسبی در حدود پانصد یورو  خریداری کردیم.

 

پس از خوردن ناهار در خانه دوستمان بلافاصله به سمت اسکله کشتیرانی حرکت کردیم. در محوطه انتظار ساختمان بزرگ اسکله  جمعیت فراوانی را مشاهده کردیم که آماده سوار شدن به کشتی بودند. برای ورود به کشتی ویزای افراد بررسی می شد و ما هم که دارای پاسپورت آبی رنگ خدمت بودیم آن را ارائه کردیم. با کمال تعجب انگار که این نوع گذرنامه برای آنها نا آشنا بود و یا به دلایل دیگر حسابی ما را سوال پیچ کرده و اینکه از کجا آمده ایم و قصد سفرمان و سوالات دیگر. خلاصه با این کار سایر افرادی که پشت سر ما بودند نیز مجبور بودند که این معطلی را تحمل کنند و خلاصه پس از کلی وقت مهر خروج برایمان زدند. این موضوع در مقصدهای بعدی هم تکرار می شد و هر دفعه صف طولانی در پشت سر ما ایجاد می شد و البته هیچ وقت در صورت افراد جای ناراحتی و کدورت مشاهده نکردیم ولی برای خودمان هربار این نگرانی بود که نکند مانع ادامه سفر ما شوند که خوشبختانه چنین نشد.

کشتی پرنسس آناستازیا

 

 

  

 

 

این اولین تجربه مسافرت با کشتی های عظیم دریایی برایمان بود و برای ما بسیار جالب و خاطره انگیز بود. بارها از فیلم ها یی مانند تایتانیک بزرگی و عظمت چنین کشتی هایی را دیده بودیم ولی تا وقتی کسی خود وارد این کشتی ها نشود نمی تواند آن را به درستی درک کند. کشتی که نه ، در واقع یک مجتمع بسیار بزرگ با حدود یازده طبقه که مجموع کابین های آن به دو هزار و پانصد می رسید و  دارای درجات متفاوت بود ، کابین هایی که پنجره رو به دریا داشتند درجه یک و کابین هایی که رو به داخل کشتی بود درجه دو محسوب می شد و البته ارزانتر. از آنجاییکه می خواستیم سفری به یاد ماندنی داشته باشیم و نیز بتوانیم از زیبایی های دریا نیز لذت ببریم تصمیم گرفتیم که از کابین های درجه یک استفاده کنیم. در لحظه ورود به کشتی کاپیتان و دیگر مسئولان کشتی به همه خوشامد می گفتند و با توجه به شماره کابین هر کسی را به طبقه مورد نظر راهنمایی می کردند.  

 

 

 

 

 

هر طبقه شامل دالان های طویلی بود که در طرفین آن کابین ها قرار گرفته بودند . کابین ها از نظر مساحت متفاوت بودند و جایی را که گرفتیم اتاقی در حدود ده متر بود که در طرفین آن دو طبقه تخت تاشو وجود داشت که می شد در وقتهای بیداری از فضای  بیشتری از آن استفاده کرد و البته سرویس بهداشتی و حمام نیز در کنار اتاق وجود داشت. کابین ها معمولا برای استراحت بود و بقیه ساعات می شد به گشت و گذار در کشتی پرداخت. در طبقات مختلف انواع و اقسام رستوران ها  که پنجره های رو به دریای آن فضای جالبی ایجاد کرده بود و  نیز فروشگاه های بزرگ وجود داشت و هر کسی می توانست وقت خود را به نحوی پر کند. البته  برای ما امکان استفاده از رستورانهای آنجا نبود و معمولا ما در هر نوبت سفر اقدام به تهیه مواد خوراکی برای خود می کردیم و در کابین خود می خوردیم . برای جلوگیری از خسته شدن بچه ها مکانی هم برای بازی کودکان در نظر گرفته بودند. سالن بزرگی هم در یکی از طبقات وجود داشت که مربوط به نمایش و کنسرت بود و معمولا بیشتر شب ها در آن اجرای برنامه می شد. 

 

 

  

 

 

 در زیر تصویری از نقشه کشتی را می بینید که محل همه کابین ها و امکانات آن را نشان می دهد.

 

 

  

 این هم تصاویر کاپیتان و خدمه کشتی  که بر روی دیوار زده بودند و همگی روسی بودند. 

 

 

 

 

 

 

 

شاید یکی از بهترین قسمت های کشتی همان عرشه آن باشد که در چند طبقه بود. در بالای کشتی شما می توانید دریا را با  زیبایی هایش ببینید. در موقع طلوع و غروب آفتاب تصویر خیره کننده ای در افق دیده می شد که واقعا دیدنی بود. در آن ایامی که به سفر رفته بودیم با توجه به اینکه در اول تابستان بودیم و طولانی ترین روز های سال را داشتیم می شد در ساعت یازده شب غروب خورشید و تقریبا دو ساعت بعد طلوع آن را مشاهده کرد. در یک سمت افق خورشید در حال غروب و در سمت دیگر در حال طلوع بود که واقعا این منظره منحصر بفرد بود. 

 

 

 

 

  

 

 

در طی روز نیز مسافران برای لذت بردن از مناظر دریا و احتمالا جزیره های بین مسیر به عرشه آمده و روی تخت های آن استراحت می کردند. وقتی کشتی به نزدیک ساحل هر کشوری می رسید انبوهی از مرغان دریایی به استقبال شما می آیند و مسافران نیز از وجود آنها لذت برده و به آنها نان یا غذا می دادند . جالب اینکه وقتی لقمه ای به سوی آنها پرتاب می شد دسته ای از مرغان دریایی به سمت آن هجوم برده و در هوا آن را می ربودند و این خود یک تفریح و سرگرمی جالبی برای همه بود. 

 

 

 

 

 

 

 

در هنگام پیاده شدن از کشتی بلیط های ما اسکن می شد تا برای سوار شدن در نوبت بعدی شناسایی و تایید شود. در پایین پلکان کشتی می دیدیم که دهانه کشتی از سمت جلو باز می شد و انواع وسایل نقلیه سواری، کامیون و تریلی از آن خارج می شد و تازه بزرگی کشتی مشخص می شد. 

  

 

 

 

 

 

 

 

خلاصه آنکه این سفر دریایی یکی از شیرین ترین تجربیات ما در طول سفرهایمان بود. تجربه ای که شاید در جای دیگر تکرار نشود.

اولین جایی که پیاده شدیم تالین پایتخت استونی بود که با توجه به طولانی شدن مطلب در نوبتی دیگر در مورد آن می نویسم.

 

 

استکهلم - 2

از جمله قصرهای دیدنی دیگر که در حومه شهر واقع شده است  قصر دروت نینگ هولم است  که محل اقامتگاه دائمی خاندان اصلی است . این قصر بسیار بزرگ  بوده و باغ زیبای جلوی کاخ با درختان و چمن کاری  و بوته های نقش دار آن جلوه خاصی به آن داده است  و نیز دریاچه ای را در کنار کاخ می توان دید.

 

 http://s5.picofile.com/file/8141953142/IMG_8492.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8141953950/IMG_8505.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8141954276/IMG_8507.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8141958192/IMG_8646.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8141954584/IMG_8508.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8141955084/IMG_8520.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8141955542/IMG_8522.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8141957268/IMG_8599.JPG

 

در طی اقامت ما در استکهلم متوجه برگزاری مسابقات قرآنی کشورهای شمال اروپا شدیم و با اصرار دوستمان آقای شاکرنژاد بنده نیز در این مسابقه شرکت کردم. علیرغم اینکه به نظر می رسد در اروپا شاید قاریان قابل توجهی نباشند با این حال متوجه شدیم که مسابقه در سطح بالایی انجام  شد و  ما به مدت سه  روز مهمان مرکز اسلامی امام علی (ع ) استکهلم بودیم. علیرغم اینکه  به رتبه خاصی در این مسابقه نرسیدم با این حال حضور در جمع اهالی قرآن از کشورهای  سوئد، دانمارک، فنلاند، نروژ ،آلمان و آشنا شدن با آنها بسیار برایم جالب و خاطره انگیز بود . این هم تصاویری از این مسابقه و دوستانی که با هم برای بازدید از کاخ  دروت نینگ هولم به آنجا رفته بودیم.

 

http://s5.picofile.com/file/8141958992/IMG_8666.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8141952192/IMG_8701.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8141956068/IMG_8526.JPG

 

یکی دیگر از مکان های مهم و دیدنی شهر تالار شهر استکهلم و محل اهدای جایزه نوبل می باشد که حتما هر توریستی از آن دیدن می کند. هر ساله در تاریخ ده دسامبر با حضور پادشاه و ملکه سوئد طی مراسم با شکوهی برندگان نوبل معرفی و جایزه خود را دریافت می کنند. در آن ایامی  که ما رفته بودیم فقط توانستیم از موزه آن دیدن کنیم که در آن عکس های مختلفی از برندگان سالهای گذشته و مراسم اهدای این جایزه به نمایش کذاشته بودند.

 

http://s5.picofile.com/file/8142087050/IMG_8950.JPG

 

 

 

البته اهداء جایزه صلح نوبل در مکان و زمان دیگری انجام می شود.

 

http://s5.picofile.com/file/8142200042/IMG_9463.JPG

 

یکی دیگر از جاهای دیدنی استکهلم پارک بازی و تفریحی گرونالوند است این پارک که در کنار آب بنا شده شامل وسایل و ماشین های بزرگ بازی مانند ترن هوایی ، ماشین فریت فال که یکی از مرتفع ترین سقوط های آزاد در ارتفاع ۸۰ متری است و ... می باشد که معمولا هر بازدید کننده ای از این پارک دیدن می کند.

 

 

 

مکان دیگری که می توان اشاره کرد ساختمان گلوین است که بزرگترین ساختمان کروی دنیاست و از هر کجای شهر پیداست. شعاع این کره ۱۱۰ متر بوده و گنجایش ۱۶۰۰۰ نفر جمعیت دارد و معمولا جهت برگزاری کنسرت ها از آن استفاده می شود.

 

 

 

یکی از نکات جالب و بسیار دیدنی که در استکهلم داشتیم حضور در روز اول تابستان و به معنای دیگر طولانی ترین روز سال در این شهر بود. قبلا هم اشاره کرده بودم با توجه به روزهای بسیار سرد زمستان و  شبهای طولانی  که نور خورشید را کمتر دریافت می کنند اهمیت زیادی به تابستان داده و روز اول آن را تعطیل می کنند. در این ایام بسیاری از فروشگاه ها حراج های فوق العاده ای ارائه می کنند و  بسیاری از خدمات دیگر نیز عرضه می شود، باز هم قبلا ذکر کردم که بازدید از کاخ سلطنتی سوئد در روزهای عادی خیلی گران است ولی در این روز درها به روی همه باز می باشد.

در اوایل تابستان طول روز به بیش از ۲۲ ساعت می رسد و شب آن هم بصورت هوای گرگ و میش است. یکی از خاطرات جالب ما این بود که در ایامی که مهمان دوستمان بودیم نماز مغرب در ساعت حدود  ۱۱ شب یا همان بعدازظهر برگزار می شد و دوستمان اشاره کرد که باید سریع این نماز را خواند چرا که ۴۵  دقیقه دیگر نماز قضا می شد و جالب تر آنکه نماز صبح نیز در حدود ساعت  یک نیمه شب خوانده می شد که ترجیح دادیم بیدار بمانیم و بعد از نماز صبح بخوابیم. از طرف دیگر طلوع آفتاب در حدود ساعت ۲/۵ بامداد شروع می شد، خود من بر اساس اینکه به نور خورشید حساسم و با توجه به آن از خواب بیدار می شوم  با تابیدن خورشید به وسط اتاق به خیال آنکه صبح شده از خواب بلند شدم  ولی وقتی به ساعت نگاه کردم دیدم ساعت سه بامداد است و حالا حالاها باید بخوابم. البته این وضعیت در زمستان کاملا برعکس شده و تقریبا اکثر روز در تاریکی می باشد.

 

جزیره لیدینگو

یکی از بزرگترین و زیباترین جزیره های استکهلم جزیره لیدینگو است که بوسیله پل روپستن که بر روی دریای بالتیک بسته شده به سایر نقاط متصل می شود. به دلیل مناطق جنگلی که در این جزیره قرار دارد حیوانات مختلفی مانند آهو و گوزن در آن به وفور دیده می شود که البته کسی مزاحم آنها نمی شود.

سفارت ایران و نیز مدرسه ایرانیان در این جزیره واقع شده و ما نیز در آنجا مهمان دوستمان بودیم.

تصاویر زیبایی از این جزیره را به نمایش می گذارم.

 

http://s5.picofile.com/file/8142198368/IMG_9375.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142609400/IMG_7918.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142609526/IMG_7919.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142609676/IMG_7941.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142609826/IMG_7967.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142609918/IMG_7971.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142610518/IMG_7995.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142610726/IMG_8102.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142610826/IMG_8207.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142611226/IMG_8281.JPG

 

و به این ترتیب دیدارمان از شهر استکهلم و جزیره لیدینگو به پایان رسید. البته قبلا نیز نوشته بودم که در طی این برنامه سفرهایی نیز به چند کشور حاشیه دریای بالتیک داشتیم که در قسمت های بعدی برایتان می نویسم.

استکهلم - 1

شهر استکهلم با جمعیتی بالغ بر دو میلیون نفر بر روی چهارده جزیره که با پل به  هم پیوند داده شده است بنا شده است و در اطرافش ۲۴۰۰۰ جزیره قرار دارد ، از جزیره های بسیار بزرگ گرفته تا جزیره هایی در حد چند متر مربع که توسط دولت به افراد فروخته شده و به عنوان جزیره شخصی از آن استفاده می شود. این شهر بخاطر آبراهه هایش به ونیز شمال اروپا نیز مشهور است.

در اینجا تصاویری از این شهر را مشاهده می کنید.

 

http://s5.picofile.com/file/8141949168/IMG_6131.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8141949934/IMG_6152.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8141950300/IMG_6158.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8141951326/IMG_6163.JPG

 

 

 

این شهر که از طریق آبراهه ای به دریای بالتیک متصل است دارای بندر کشتیرانی شامل کشتی های تجاری و مسافربری می باشد که نقش مهمی در جذب توریست دریایی به این شهر دارد.

 

 

http://s5.picofile.com/file/8141959726/IMG_8741.JPG

 

در اینجا تصویری از نقشه شهر و آبراهه هایش را می بینید.

 

http://s5.picofile.com/file/8141960218/IMG_8761.JPG

 

گاهی هم مجبور بودیم برای پیدا کردن مناطق دیدنی از دیگران کمک بگیریم.

 

http://s5.picofile.com/file/8141961792/IMG_8771.JPG

 

تصویری  از یکی از کوچه های شهر . به محل پارکینگ معلولان دقت کنید که خالی است.

 

http://s5.picofile.com/file/8141960750/IMG_8773.JPG

 

برخی از مناطق شهر از بقیه مرتفع ترند و پله های فراوانی در آنجا مشاهده می شود.

 

http://s5.picofile.com/file/8141962450/IMG_8798.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8141963992/IMG_8847.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8141964276/IMG_8860.JPG

 

حضور توریست های چینی در همه اروپا مشاهده می شود. بعضی اوقات حرکت آنها بسوی محلی برای ما مانند یک راهنما بود که ما هم به دنبال آنها حرکت می کردیم تا جای جدیدی را ببینیم.

 

http://s5.picofile.com/file/8141964534/IMG_8870.JPG

 

وجود بازارچه های محلی در برخی نقاط مانند اطراف ساختمان جایزه نوبل ما را  به یاد حال و هوای ایران  انداخت .

 

http://s5.picofile.com/file/8141966426/IMG_8915.JPG

 

این هم تندیسی از آرزوی دنیای بدون تفنگ و جنگ .

 

http://s5.picofile.com/file/8142087734/IMG_8964.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142088600/IMG_8977.JPG

 

مشابه ایران که در هر محله ای می توان مسجدی پیدا کرد در اینجا نیز کلیسا به فراوانی دیده می شود.

 

http://s5.picofile.com/file/8142089234/IMG_8990.JPG

 

و باز هم حضور قایق سواران در رودهای داخل شهر

 

http://s5.picofile.com/file/8142090076/IMG_9017.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142091118/IMG_9075.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142091418/IMG_9081.JPG

 

و حضور گردشگران برای دیدن شهر با وسایل مختلف

 

 

مشاهده قلیان در یکی از کافه ها برایمان جالب بود.

 

 

 

از جاذبه های دیدنی این شهر می توان به موارد زیر اشاره کرد.

قصر سلطنتی استکهلم  در بخش قدیمی شهر به نام گاملاستان واقع است . این منطقه در جزیره ای واقع بوده و شامل خانه های قدیمی و تاریخی شهر می باشد. مشابه سایر کشورهای اروپایی سنگفرش های منطقه زیبایی خاصی به آن داده است. وجود فروشگاه های محصولات صنایع دستی توجه گردشگران را به خود جلب می کند.

 

http://s5.picofile.com/file/8142195826/IMG_9264.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142198934/IMG_9417.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142199700/IMG_9461.JPG

 

چند جوان هنرمند با وسایل عجیب و غریب به نواختن آهنگ مشغول بودند و رهگذران به آنها پول می دادند.

 

http://s5.picofile.com/file/8142200642/IMG_9474.JPG

 

محل اقامت پادشاه ،ملکه و خانواده سلطنتی سوئد در قصر سلطنتی واقع می باشد. دفتر کار پادشاه و نیز ملاقات های آن در این کاخ انجام می شود.این قصر در هفت طبقه و ۶۰۰ اتاق بنا شده است و در آن سه موزه زیبا قرار گرفته است که شامل موزه جواهرات سلطنتی ، موزه تاریخ و موزه مجسمه ها و تندیس های قصر می باشد.

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8142202100/IMG_9493.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142201626/IMG_9496.JPG

 

برای دیدن این قصر و موزه باید اقدام به تهیه بلیت کرد. خوشبختانه در روزی که ما در آنجا حضور داشتیم به مناسبت جشن ورود به ایام تابستان که در سوئد بسیار مهم بوده و حتی تعطیل نیز می کنند، بازدید از این قصر رایگان بود و ما توانستیم از این قصر و موزه های آن دیدن کنیم. البته عکسبرداری در قصر و موزه ها ممنوع بود ولی باز هم ما طاقت نیاوردیم و در بعضی از مکانها چند عکس گرفتیم.

 

http://s5.picofile.com/file/8142203992/IMG_9561.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142204642/IMG_9564.JPG

 

http://s5.picofile.com/file/8142205092/IMG_9570.JPG

 

یکی از برنامه های جالبی که در ساعت دوازده ظهر هر روز انجام می شود مراسم تعویض نگهبانهای قصر است که با رژه بسیار زیبایی در اطراف قصر برگزار می شود و هر روز عده زیادی از توریست ها در آن ساعت جمع شده و مراسم را مشاهده می کنند.

 

 

http://s5.picofile.com/file/8142202676/IMG_9506.JPG

 

 

http://s5.picofile.com/file/8142203168/IMG_9522.JPG

 

سفرنامه سوئد

در اواخر خردادماه  ۹۲ و پس از اتمام امتحانات یکی از بهترین و جالب ترین سفرهایمان را انجام دادیم. سفر به سوئد در واقع بازدیدی بود از سفر دوست خوبم جناب آقای شاکرنژاد و خانواده  صمیمیشان  که تابستان گذشته به فرانکفورت انجام داده بودند و به لطف مهربانیهای ایشان یکی از خاطره انگیزترین سفرها برای ما شکل گرفت .

 این مسافرت ترکیبی بود از سفر های هوایی و دریایی و زمینی ، که به لطف خدا علاوه بر استکهلم موفق شدیم دیداری از تالین پایتخت استونی ، هلسینکی پایتخت فنلاند و نیز شهر بزرگ سن پترزبورگ روسیه داشته باشیم که در فرصت های بعدی در مورد آنها می نویسم.

برای این سفر از  شاید سه ماه قبل شروع به برنامه ریزی کردم. برای این کار  و با توجه به مسافت زیاد شهر استکهلم از شهر ما  و نیز تنها بودن خودمان مجددا تصمیم به سفر هوایی گرفتیم . یکی از ارزانترین پروازهای اروپا ، مربوط به شرکت  رایان ایر است که فقط در بعضی از فرودگاه های خاص پرواز دارد. بنابراین با جستجو در اینترنت و بررسی پرواز های این شرکت  توانستم دو تاریخ رفت و برگشت با کمترین قیمت بلیت پیدا کنم. قبلا هم اشاره کرده بودم که هرچه زودتر اقدام به رزرو بلیت شود می توان با قیمت هایی بسیار مناسب بلیت تهیه کرد. شاید باورتان نشود که هزینه کل پرواز برای ۴ نفر ، رفت و برگشت فقط ۱۳۰ یورو تمام شد ، چه اینکه در حالت عادی  هزینه بلیت برای یک نفر بیش از پانصد یورو می باشد.

تنها مشکلی که این پرواز داشت این بود که فرودگاه مبدا و مقصد خارج شهر و در حدود صد کیلومتری فرانکفورت و استکهلم قرار داشت . برای حل این مشکل در مسیر رفت با ماشین خودمان  به سمت فرودگاهی به نام هان حرکت کردیم و چون از قبل به شکل اینترنتی پارکینگ رزرو کرده بودم مشکل خاصی برای این کار نداشتیم. هزینه پارکینگ با توجه به درجه آن و نیز مدت زمان ۹ روزه ای که در آنجا بود حدود چهل یورو بود که قیمت واقعا مناسبی بود .

بالاخره در نیمه شب  به سمت فرودگاه حرکت کردیم و پس از حدود دو ساعت رسیدیم. پس از پارک اتومبیل در پارکینگ هوشمند و دریافت کارت  و پس از طی مراحل کنترل پاسپورت و بلیت ، در اوایل صبح به سمت استکهلم حرکت کردیم و پس از حدود دوساعت  به فرودگاهی رسیدیم که باز هم خارج شهر بود. در آنجا اتوبوسهای فراوانی بود که به سمت استکهلم حرکت می کردند و با پرداخت حدود ۵۰ یورو  و پس از حدود دو ساعت بالاخره به این شهر رسیدیم.

در بدو ورود اولین چیزی که احساس می کنید باد نسبتا سردی بود که می وزید و برای ما که در این ایام لباسهای خنک پوشیده بودیم کمی ناراحت کننده بود. لازم به تذکر است که کشورهای اسکاندیناوی نزدیکترین کشورها به قطب شمال محسوب می شوند و اکثر ایام سال هوا سرد می باشد.

پس از تماس با دوستمان ، ایشان با خوروی خود به استقبال ما آمد و پس از خوش و بش به طرف منزل ایشان واقع در جزیره لیدینگو حرکت کردیم . در پست های بعدی در مورد این شهر بیشتر توضیح می دهم.

این هم تصاویری از شهرهای  استکهلم ، تالین ، هلسینکی و سن پترزبورگ

 

استکهلم

 

 

 http://s5.picofile.com/file/8136854468/F15_blog_Stockholm_pic_low_res1.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8136856550/stockholm_1_.jpg

 

تالین

 

 

 

هلسینکی

 

 

 

سن پترزبورگ

 

 

پارک گوئل - کلیسای فامیلیا- ورزشگاه نیوکمپ

روز دیگر به سمت یکی از دیدنی های شهر یعنی پارک گوئل حرکت کردیم. این پارک که بر روی تپه ال کارمل قرار گرفته دارای بناهای زیبا و دیدنی است که توسط معمار معروف اسپانیا آنتونی گائودی در سال های 1900 تا 1914 ساخته شده است و جز آثار ثبت شده جهانی محسوب می شود. این پارک مشرف به شهر بوده و از آنجا می توان شهر و نیز دریای مدیترانه را مشاهده کرد. گائودی یکی از بزرگترین معماران دو قرن اخیر می باشد. شهرت اصلی او بواسطه معماری منحصر بفرد او می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی از مهمترین نمادهای بارسلون مجسمه سوسماری است که در این پارک قرار گرفته است و توریستها با آن عکس می گیرند. و در ضمن از آن وسایلی  به شکل های مختلف مانند جاسوئیچی و غیره  تولید و به توریست ها عرضه می شود.

در قسمت پایین مجسمه مارمولک عده ای دست فروش بساط پهن کرده بودند و ما هم  برای خرید چند مجسمه مشغول زیر و رو کردن اجناس بودیم و با هم حرف می زدیم که دیدیم فروشنده هم شروع کرد به فارسی حرف زدن و خلاصه طرف از اهالی افغانستان  بود و برای چانه زدن بر سر قیمت برای ما بد نشد .نکته جالب توجه حضور پناهندگان افغانی در اقصی نقاط اروپاست .

 

 

در گوشه و کنار پارک باز هم افرادی که با شکل و شمایل مختلف کسب درآمد می کنند دیده می شوند. خلاصه اینکه اینجا کسی با دست دراز کردن ، گدایی نمی کند حتما می باید هنری عرضه کند تا پولی در بیاورد .

 

 

 

 

 

در قسمتی از پارک صدای دل انگیز سنتور ایرانی از دور به گوشمان رسید. با اشتیاق به سمت صدا حرکت کردیم  و با تعجب یکی از هموطنان هنرمندمان را دیدیم که با هنر خود همه را مجذوب خود کرده است. صدای روح نواز موسیقی سنتی ایرانی برای اکثر عابران جذاب بود اکثر مردم مکثی می کردند و تاملی و با لبخندی می گذشتند . با مشاهده گروه ما وی بسیار خوشحال شد و به افتخار ما چند آهنگ ایرانی هم  اجرا کرد. واقعا فضای جالبی بود  وقتی خارج از کشور هستید هر چیزی که مرتبط با ایران است برای شما هزار برابر جالب و دلچسب  است. 

 

 

بر فراز تپه های پارک می توان چشم انداز زیبایی از شهر و بندر بارسلون را مشاهده کرد.

پوشش گیاهی بارسلون شباهتهای زیادی با نواحی کوهستانی ایران داشت . 

 

 

 

در مسیر بالا رفتن از تپه های پارک به درختان میوه ای برخورد کردیم که از جمله چغاله بادام های خوش طعمی وجود داشت که جای شما خالی از آنها استفاده کردیم.

 

 

مکان دیگری که به سمت آن حرکت کردیم  کلیسای بزرگ  ساگرادا فامیلیا بود. این نام که به معنای خانواده مقدس است توسط گائودی طراحی شد و او پانزده سال آخر عمر خود را صرف ساخت آن کرد. شروع ساخت آن از سال ۱۸۸۲ بوده و هنوز ساخت آن پایان نیافته است. نمای تولد مسیح با چهار برج بلندش از قسمت های دیدنی آن محسوب می شود. بیشتر سطح این کلیسا پوشیده از مجسمه هایی مربوط به تولد و زندگی مسیح می باشد.

 

 

 

 

 

و در نهایت آخرین جایی که به آن سر زدیم ورزشگاه بزرگ و زیبای نیوکمپ بود. حیف بود به این شهر بیاییم و از ورزشگاه تیم بارسلونا دیدن نکنیم. در روزهایی که تیم بارسلونا در آن تمرین و یا بازی ندارد این ورزشگاه نقش یک موزه ورزشی را دارد و در آن افتخارات این تیم در سالهای دور تا حال به همراه جامهای مختلف و توپ و کفش طلای بازیکنانی مثل مسی به نمایش گذاشته شده است و البته بصورت مجازی و فتوشاپ می توان با بازیکنان این تیم عکس یادگاری گرفت. با توجه به اینکه خانم ها علاقه ای به این مکان نداشتند، جمع مردانه هر کدام با پرداخت 25 یورو به بازدید از آن پرداختیم. حضور در سکوهای تماشاگران که آن را سالها در تلویزیون دیده بودیم برایمان جذاب بود.

 

 

 

 

 

 

 

و سرانجام مسافرت ما به این شهر زیبا به پایان رسید و به سمت فرودگاه حرکت کردیم و پس از پروازی که بخشی از آن از روی کوههای آلپ بود و مناظر جالبی از بالا داشت ، به فرانکفورت رسیدیم تا در فرصتی دوباره باز هم به جایی دیگر برویم.

 

 

البته این سفر ماجراهایی نیز برای خود داشت . مثلا یکبار در شلوغی و ازدحامی که در ایستگاه مترو  داشتیم یکی از کوله پشتی های خود را جا گذاشتیم که حاوی بخشی از سوغاتی ها و وسایل شخصی مانند عینک طبی دخترم و ... بود که پس از گذشتن از یک ایستگاه متوجه این موضوع شدیم و با یکی از همکاران به ایستگاه قبل برگشتیم ولی بی فایده بود و متاسفانه تعدادی از یادگاری های این شهر را از دست دادیم.

و این هم چند عکس متفرقه که از جاهای مختلف و کوچه و خیابانها گرفته شده است.

 

 

 

و این هم یک ماشین عروس زیبا با تزیینی تقریبا مختصر .

 


 

در ضمن این گروهی رفتن به مسافرتها  شاید در بعضی مواقع مشکلاتی ایجاد می کرد ولی این با هم بودن برای بچه ها حسابی لذت بخش بود شاید اگر با هم نبودند این راه رفتنهای طولانی مدت برایشان بسیار خسته کننده بود ولی با وجود هم دلگرم بودند و شاد . 

 

 

 

و این هم گوشه ای از رقص فلامینگو در خیابان

 

 

 

تعدادی از دست فروشهای مهاجر شهر که به صورت غیر مجاز اقدام به فروش کیف می کردند برای اینکه در صورت حضور پلیس سریعتر بتوانند اجناسشان را جمع و جور کنند و پا به فرار بگذارند از این روش استفاده می کردند !!!

در این گیر و دار فرار از دست پلیس این دست فروشها بسیار ورزیده شده بودند و خیلی زرنگ به نظر می رسیدند .

 

 

 

این هم نمایی از خانه خود گائودی معمار معروف بارسلونا

 

 

 

 

 روی هم رفته بارسلون هم زیبا بود و دوست داشتنی و برای ما با خاطراتی فراموش نشدنی .

 

خیابان رامبلا- میدان کریستف کلمب- ساحل

در روز سوم سفر به سمت یکی از معروفترین خیابانهای بارسلون به نام رامبلا حرکت کردیم. این خیابان از نظر معروفیت و جذابیت دست کمی از خیابان شانزه لیزه پاریس ندارد. این خیابان با طولی در حدود 1300 متر مابین میدان کاتالونیا و میدان کریستف کلمب واقع شده است و در آن گردشگران می توانند انواع رستورانها و کافه ها و نیز دکه های متعدد گل فروشی را ببینند. هنرمندان مختلف نیز در گوشه کنار آن به اجرای برنامه های خود می پردازند.

 

 

 

 

 

در دکه های کنار خیابان می توان وسایل مختلفی از نمادهای بارسلون را پیدا کرد.

 

 

هنرمندان نقاش در هر جایی جلب توجه می کنند. آنها پرتره افراد را به صورت طبیعی و یا از روی عکس درحالت های عادی یا کاریکاتور رسم کرده و یا حتی تصاویری کودکانه را عرضه می کنند.

 

 

 

 

و باز هم گدایان مدرن که با انواع و اقسام شکل ها پول می گیرند.

 

 

 

بعد از عبور از این خیابان شلوغ و پر رفت و آمد به میدان کریستف کلمب رسیدیم. در وسط این میدان ستون بسیار بلندی وجود دارد که بر بالای آن مجسمه کاشف اسپانیایی قاره آمریکا ، کریستف کلمب قرار گرفته است و جالب اینکه دستان این مجسمه به سمت آمریکا نشانه رفته است.

 

 

 

 

 

 

 

در کنار این میدان به ساحل و بندر زیبای بارسلون می رسیم. در کنار ساحل انواع قایق ها و کشتی ها را می توان دید که درکنار آبی دریای مدیترانه منظره زیبایی را بوجود آورده اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

و این هم عکسی گروهی از همکاران که با هم به این سفر رفته بودیم.

 

 

یکی از قسمت های جالب ساحل آکواریوم بزرگ بارسلون می باشد که در داخل آن می توانید به صورت طبیعی و واقعی موجودات و ماهیان دریا را حس کنید. در دالانهای آن از بالای سر محفظه هایی قرار داده اند که حیوانات دریایی از آن عبور می کنند و به انسان حس بودن در میان آنها را می دهد.

 

 

 

 

دهکده المپیک - دهکده پوبله

با عبور از کاخ و موزه مونتجیک به دهکده المپیک بارسلون رسیدیم. این دهکده که در سال 1992 میزبان المپیک تابستانی بوده هنوز زیبایی و جذابیت خود را از دست نداده و سالن های مسابقات و نمادهای المپیک پابرجاست. شاید شما هم خاطره روشن شدن مشعل المپیک به کمک تیر و کمان آتشین از راه دور را در ذهن داشته باشید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در ادمه گشت و گذارمان به دهکده ای موزه مانند به نام دهکده پوبله رسیدیم.این دهکده با مساحتی حدود 42هزار متر مربع در برگیرنده بناهای مختلف از فرهنگ ها و سنت مردم اسپانیا می باشد. علاوه بر معماری می توان صنایع دستی و دیگر آداب و رسوم مردم این کشور را در کوچه های زیبای این دهکده مشاهده کرد و برای کسانی که فرصت دیدار از همه شهر های اسپانیا را ندارند این مکان به عنوان نمونه کوچکی از این کشور می تواند دیدنی باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در اینجا می توان انواع و اقسام صنایع دستی با نشان بارسلون را یافت که البته قیمت های گزافی هم دارند.

 

 

 

 

و این هم تصویری از درختان نارنج که همگی پربار بودند.

 

 

اسپانیا - بارسلونا

 ایام نوروز سال 92 فرصتی بود برای گشت و گذار مجدد. دو خانواده از همکارانمان که در آبان و آذر به ما ملحق شده بودند ، یک گروه بیست نفری ایجاد کرده بود و با توجه به تجربیاتی که ما قبلا از سفرها داشتیم ، قرار بر این شد که با هم به یک مسافرت برویم. البته ابتدا از اینکه کاروان بزرگی ایجاد می شد نگران بوده و خواستیم که دو گروه شویم و هر گروه با یکی از همکاران جدید به یک منطقه برویم . اما بعد با توجه به همدلی و علاقه ای که بین همکاران بود تصمیم گرفتیم با وجود دردسرهایی که امکان داشت در سفر با آن مواجه شویم با هم به یک مقصد برویم. با توجه به اینکه در نوروز اکثر کشورهای اروپایی هنوز سرد بوده و شرایط سفر سخت است ،مجددا تصمیم بر آن شد که مشابه نوروز سال قبل که به ایتالیا رفته بودیم ،باز هم به سمت جنوب اروپا رفته و در بهترین حالت اسپانیا و شهر تاریخی و بندری بارسلون را انتخاب کردیم. این شهر در حدود 1500 کیلومتری فرانکفورت قرار دارد و با توجه به دوری راه و نیز نداشتن وسیله شخصی برای همکاران جدید ، قرار بر این شد که از طریق هوایی به آنجا برویم . البته از قبل از عید به فکر این سفر بودیم و با بررسی انواع پروازها و فرودگاه ها، توانستیم در نهایت پروازی که قیمت مناسب تری داشت از شهر خودمان پیدا کرده و بلیط هایمان را تهیه کنیم . هرچند که در آخر یکی از همکاران دل را به دریا زد و تصمیم گرفت از طریق زمینی حرکت کرده و در مقصد به یکدیگر ملحق شویم. و باز هم در جستجوهای اینترنتی توانستیم یک هتل آپارتمان خوب و نوساز پیدا کنیم که نسبتا قیمت مناسبی هم داشت.

بالاخره پس از چند روز بعد از دید و بازدیدهای عمومی نوروز وقت سفر رسید و گروه  ما به سمت فرودگاه فرانکفورت حرکت کرد . پروازمان در حدود ساعت 11 بود و سرانجام با طی زمان دو ساعته به شهر زیبای بارسلون رسیدیم.

 

 

 

 

 

اما در مورد این شهر خوب است بدانید که بارسلون پایتخت بخش خود مختار کاتالونیا می باشد و پس از مادرید با حدود پنج میلیون نفر پرجمعیت ترین شهر اسپانیاست. این بندر که بزرگترین شهر در کنار دریای مدیترانه می باشد در امر گردشگری یک شهر جهانی است و سالیانه در حدود پنج میلیون نفر از آن بازدید می کنند. بارسلون بخاطر ابنیه معمارانی همچون گائودی جزء میراث جهانی یونسکو محسوب می شود. این شهر واقعا زیبا و پر جنب و جوش است و در عین حال بیدار و زنده تر از خیلی از شهرهای اروپایی دیگر مخصوصا شهرهای آلمان که از ساعت 8 عصر شهر به حالت خفته در می آید   تا پاسی از شب می توان از اماکن دیدنی این شهر دیدن کرد و لذت برد . زبان این شهر دو زبان کاتالان و اسپانیایی است که دو زبان کاملا متفاوت است. البته یکی از نکات منفی آن مانند شهر رم وجود جیب برهای فراوان خصوصا برای توریست هاست که هر کسی خود باید مراقب وسایلش باشد و از دست پلیس کار چندانی بر نمی آید. ولی علیرغم این موضوع باید گفت که بهار این شهر واقعا زیباست و نباید آن را از دست داد.

 

 

 

 

به هر شکل بعد از ورود به شهر بارسلون ،اولین جایی را که مورد دیدن قرار دادیم میدان اسپانیا بود. این میدان یکی از جاذبه های گردشگری این شهر است. در وسط میدان بنای یادبودی قرار گرفته و در روبروی آن کاخ مونتجوی با برج های دوقلوی آن نظر همه را به خود جلب می کند. این کاخ در گذشته محل اقامت خانواده سلطنتی بوده ولی امروزه محل برگزاری گالری و نمایشگاه بوده و موزه هنر می باشد. روبروی کاخ نیز فواره های بسیار زیبایی قرار گرفته که در شبهای آخر هفته همراه با رقص نور جلوه خاصی به آن می دهد.

 

 

 

 

 

 

 

از بالای کاخ چشم انداز زیبایی از شهر را می توان دید.

 

 

 

 

و باز هم انواع و اقسام افرادی که با هنر خود کسب درآمد می کردند.

 

 

 

روبروی موزه هنر آبشار بسیار زیبایی را ایجاد کرده اند.

 

 

 

ایتالیا - واتیکان

از جاذبه‌های منحصر به فرد رم، قرار داشتن شهر واتیکان، مرکز مذهبی کاتولیکهای جهان در دل شهر است. واتیکان بالای تپه‌ای در مرکز رم قرار دارد، ولی دولت مستقلی‌ست که به وسیله‌ی پاپ، رهبر کاتولیک‌های جهان، هدایت می‌شود. پس از ورود به واتیکان اولین چیزی که به چشم می‌آید عظمت میدان سن پیترو است با ستون‌های عظیم و فضای بزرگش و صلیب وسط میدان (اوبِلیسکو) که مطالبی از صلیب مقدس رویش حکاکی شده. در برخی اعیاد و موقعیت‌های خاصی پاپ در بالای بالکنی رو به همین میدان حضور می‌یابد و اگر خوش‌شانس باشید می‌توانید در یکی از همین مناسبت‌ها رهبر کاتولیک‌های جهان را نیز ببینید. 





تعداد توریست‌ها و صف‌های عجیب و غریب موزه‌ی واتیکان یکی از مشخصه‌های معروف شهر واتیکان است. برای فرار از صف بلیت موزه، پیشنهاد می‌کنیم بلیت را از قبل از اینترنت تهیه کنید. ضمن اینکه وسط هفته موقع مناسب تری برای بازدید از واتیکان است و شنبه‌ها و یکشنبه‌ها بیش از حد شلوغ است. علاوه بر آن، آخرین یکشنبه‌ی هر ماه ورودی موزه مجانی است و دلیل بر ازدحام مضاعف.



پس از طی این صف طولانی و با پرداخت بلیط 5 یورویی برای هر نفر ، برای آنکه بتوانید به بالای گنبد کلیسا برسید باید حدود پانصد پله را به صورت مارپیچ طی کرد که از یک طرف جالب و از طرف دیگر واقعا نفس گیر است. البته می توان با پرداخت هزینه ای از آسانسور نیز استفاده کرد. اما وقتی به بالای گنبد می رسیم واقعا منظره بسیار زیبایی را مشاهده میکنیم که هم محوطه کلیسا و هم دورنمای شهر رم از آنجا پیداست.






موزه‌ی واتیکان از دیدنی‌ترین‌های رم و یکی از جذاب‌ترین موزه‌های دنیاست و در لیست باید دیدهای رم مقام اول یا دوم را پس از کلوسئوم دارد. علاوه بر مقبره‌ی تمام پاپ‌های گذشته، کلیسای کوچک سیستین با سقفی اعجاب انگیز، پوشیده از نقاشی‌های مذهبی از جمله نقاشی معروف آفرینش آدم، داستان زندگی حضرت موسی و حضرت عیسی بر روی دیواره ها که همگی آثار میکل آنژ هستند نیز از آثار مهمی است که پس از وارد شدن به موزه‌ی واتیکان می‌توان دید. 



 



از نکات جالب اینکه مانند خیلی از شهرهای مذهبی خودمان فروشنده های دست فروش بسیاری را در اطراف خیابانها مشاهده می کنید که اجناس و وسایل متنوعی را برای فروش عرضه می کنند و با کمی چانه زدن می توان با قیمت مناسب از آنها خرید کرد.




ایتالیا - رم

کشور آلمان تقریبا در مرکز اروپا می باشد و با 9 کشور همسایه می باشد و این فرصتی ایجاد می کند که بتوان به راحتی به دیگر کشورها مسافرت کرد . از شمال این کشور با کشورهای دانمارک و سوئد در ارتباط بوده و در غرب با کشورهای هلند ، بلژیک، لوکزامبورگ و فرانسه همسایه است. در شرق آن کشورهای اتریش، جمهوری چک و لهستان قرار گرفته و در جنوب نیز کشورهای سوئیس و لیختن اشتاین می باشند. و البته در جنوب اروپا دو کشور ایتالیا و اسپانیا تقریبا فاصله زیادی از آلمان ندارند. 



بی تردید سفر به ایتالیا و دیدن شهر تاریخی رم یکی از زیباترین سفرهای ما بود . در نوروز 91 با توجه به اینکه هنوز وسیله نقلیه ای نداشته و با توجه به مسافت نسبتا طولانی آلمان با آنجا ، تصمیم گرفتیم به همراه دو خانواده دیگر از همکاران با هواپیما عازم رم شویم. البته چون این اولین سفرمان محسوب می شد و تجربه زیادی نداشتیم و تقریبا در آخرین لحظات تصمیم گیری کرده بودیم برای تهیه بلیط هواپیما و هتل نسبتا هزینه بالایی پرداخت کردیم . در حدود صد کیلومتری فرانکفورت ، فرودگاهی به نام هان وجود دارد که در آن پروازهای شرکت ریان ایر با قیمت های بسیار مناسبی اقدام به جابجایی مسافر در سطح اروپا می کند. البته از نظر خدمات شاید کمی پایین تر از سایر فرودگاه ها باشد. مثلا میزان با مجاز برای داخل هواپیما حداکثر ده کیلوگرم بوده و محدودیت هایی برای اثاث در نظر می گیرند و نیز پذیرایی در هواپیما نیز پولی می باشد که با توجه به زمان حدود دو ساعتی شاید چندان مهم نباشد.



در هر صورت در اولین روزهای نوروز عازم شدیم و در فرودگاهی در حدود بیست کیلومتری شهر رم پیاده شدیم . از فرودگاه اتوبوسهایی در نظر گرفته شده که مسافران را به سمت ترمینال مسافری شهر رم منتقل می کند. از نکات خوب این است که در اکثر شهرهای توریستی دفاتری برای راهنمایی گردشگران وجود دارد و ما نیز با مراجعه به آن ، آدرس هتل و نیز نحوه دسترسی به آنجا را دریافت کردیم. پس از ساعتی جستجو بالاخره به هتل آپارتمانی که رزرو کرده بودیم رسیدیم. مکان زیبا و دیدنی بود و دارای امکانات مختلف ،خصوصا آشپزخانه بود که برای ما خیلی اهمیت داشت.



شهر رم با توجه به اینکه در جنوب ایتالیا و خود این کشور نیز در جنوب اروپا واقع است دارای هوای گرمتری نسبت به دیگر شهرهای اروپا دارد و بهترین زمان برای دیدن کشورهایی مانند ایتالیا و اسپانیا شاید همین بهار باشد که واقعا هوای دلپذیری دارد.وقتی در خیابانها عبور می کنید می بینید که خانه ها دارای کولر هستند.



این شهر از نظر اجتماعی و انسانی شباهت زیادی به کشورهای شرقی دارد و با توجه به حضور میلیونها توریست که برای دیدن آثار تاریخی  به آن می آیند بسیار شلوغ و پر رفت آمد نیز هست. برای دیدن همه آثار آن باید فرصت زیادی گذاشت. خوشبختانه ما در حدود شش روز زمان برای دیدن داشتیم ولی شاید باز هم میشد جاهای دیدنی دیگری را پیدا کرد. رم در کنار رودخانه توره و در نزدیکی دریای مدیترانه قرار دارد.



در هر صورت بعد از کمی استراحت، از پذیرش هتل نقشه گردشگری رم را گرفتیم. این نقشه  نام و موقعیت اماکن تاریخی شهر و نیز مسیرهای رسیدن به آنها را نشان می دهد که کمک بزرگی برای مسافران می باشد.



 آن روز با توجه به خستگی خانواده ها فقط کمی در خیابانهای اطراف چرخی زدیم و نیز مواد اولیه پخت غذا را تهیه کردیم و بنا به توصیه متصدی هتل بنا شد فردا صبح اولین دیدارمان از واتیکان و کلیسای بزرگ سن پیترو باشد که در پست بعدی در مورد آن می نویسم.

مقدمات سفر


از امروز و در اینجا مطالب و خاطرات مربوط به سفرهای کشورهای دیگر را برایتان می آورم.

اولین نکته ای که می خواستم بگویم این است که با توجه به موقعیتی که خدا در اختیار ما گذاشته بود ، به هیچ وجه حاضر نبودیم که فرصت دیدار از کشورها و شهرهای مختلف را از دست بدهیم و حتی فکر اینکه این سفرها دارای مخارج فراوان بوده و میزان پس انداز ما را کم می کند را نیز نمی کردیم.چرا که این فرصتی بود که شاید هیچ وقت دیگر نصیب امثال ما نشود و بعدا افسوس آن را بخوریم. از قدیم هم می گفتند که دنیا دیده بهتر از دنیا خورده است و تجربیاتی که از این سفرها بدست آمد را با هیچ چیز عوض نمی کنم.



مورد بعدی که مخصوصا برای همکارانی که موقعیت سفر را دارند ذکر می کنم این است که با کمی تجربه و مدیریت می توان مخارج سفر را به حداقل رساند. یکی از نکاتی که در این مورد هست آن است که قبل از  شروع سفر باید حتما به مطالعه و بررسی محل مورد نظر پرداخت و مکان ها و دیدنی های تاریخی آن جا را شناسایی کرد . این را از این نظر گفنم که برای آنکه در حداقل زمان ، بیشترین و بهترین جاها را ببینیم و زمان سفر با بیهودگی طولانی نشود.



مطلب بعدی آنکه سعی شود که اگر قرار بر سفر با وسایلی مانند هواپیما و یا قطار را دارید ، حداقل چند ماه زودتر اقدام به تهیه و رزرو بلیط کنید ، که اینکه با توجه به تجربیات من تا حدود هفتاد درصد می توان بلیط را ارزان تر تهیه کرد که بخش عمده ای از هزینه ها را کاهش می دهد.



اگر قصد سفر با وسیله شخصی خود را دارید ، که توصیه می کنم برای مسیرهای نه چندان طولانی حتما اقدام به این کار کنید چونکه این سفر نیز برای خود مزایا و محسنات خاص خود را دارد و می توان بهتر و دقیق تر از زیبایی های مسیر و طبیعت استفاده کرد. و البته تجربیات منحصر به فردی نیز از سفر در کشورهای دیگر دارد. برای اینگونه سفرها نیز توصیه می کنم که قبل از حرکت ماشین خود را حتما چک کنید ، زیرا که احتمال خراب شدن خودرو در یک کشور غریب نا خودآگاه استرس زا می باشد. و اگر بتوانید از وسایلی مانند دستگاه ناوی یا همان GPS استفاده کنید قبل از سفر همه مسیر و مکانهایی را که می خواهید بروید با دستگاه کنترل کنید که بعدا در پیدا کردن آنها دچار مشکل نشوید.



نکته دیگر آنکه برای یافتن هتل و محل اسکان سعی شود سایتهای مختلف معرفی هتل را که فراوان نیز هستند را بررسی کرد ، که حتی یک هتل با شرایط ثابت را می بینید که در این سایت ها با قیمت های متفاوت ذکر می کنند. البته اگر باز هم زودتر اقدام به رزرو هتل کنید می توان قیمت مناسب تری پیدا کرد. پیشنهاد می کنم اگر قصد دارید به مدت چند روز در یک منطقه باشید به دنبال یافتن سوئیت باشید که دارای آشپزخانه نیز باشد زیرا که یافتن رستورانهای غذای حلال در خیلی از کشورها سخت بوده و وقت گیر است و شما می توانید با داشتن مواد اولیه مناسب خودتان اقدام به تهیه غذا کنید.



و سرانجام اینکه بعد از رسیدن به هر شهری سعی کنید نقشه آنرا ، خصوصا نقشه گردشگری آن جا را تهیه کنید . معمولا در هر شهری هتل ها و یا ورودی های مسافر بری دارای چنین نقشه ای هستند و می توان راحت تر و سریع تر به مکان های معروف و دیدنی آن جا رسید.



البته شما در هر کشوری باشید با دانستن معمولی زبان انگلیسی می توانید بسیاری از مشکلات خود را رفع کنید. زیرا در همه کشورها این زبان را می دانند و به راحتی می شود با مردم ارتباط برقرار کرد.

خوب صحبت طولانی شد. امیدوارم بتوانید با یک برنامه ریزی مناسب از یک سفر خوب لذت ببرید.

تشرف به حج - 5

در این قسمت آخرین مطالب در مورد سفر حج را خدمتتان عرض میکنم. به واقع باید گفت محتوای معنوی این سفر را نمی توان به آسانی بیان کرد و هر کسی خودش باید مشرف به حج شده تا بتواند کمی از دریای معرفت الهی را درک کند و واقعا قابل توصیف نیست.

در روز اول ذی حجه وارد فرودگاه جده شدیم و البته یکی از عوامل کاروان خود را پیدا کردیم تا ما را همراهی کند. خیل عظیمی از زائران از کشورهای مختلف وارد می شدند و بر این اساس سالنهای متعددی در نظر گرفته بودند و هر پروازی در یک سالن مستقر می شوند تا مراحل کنترل ویزا صورت گیرد که معمولا هم طولانی است و ما هم چند ساعتی معطل شدیم. بعد از اینکه از این مرحله عبور کردیم وارد بخشی از فرودگاه شدیم که محل استقرار زائران برای خروج ازجده و عزیمت به مکه است. محوطه بسیار بزرگی که همه را با چادر پوشانده اند و بوی رطوبت دریای سرخ نیز به مشام می رسد. چند ساعتی در این مکان بودیم تا بالاخره برای محرم شدن به سوی مسجد جحفه حرکت کردیم .



بعد از حدود دو ساعت به مسجد رسیدیم و پس از انجام غسل لباس دنیایی را خارج و لباس احرام بر تن کردیم. واقعیت اینکه وقتی همه را در این لباس می بینی به یاد صحرای محشر می افتی . با گفتن دعای لبیک ، اللهم لبیک وارد احرام می شوی و محرمات زیادی به شما وارد می شود.



بعد از نماز مغرب به سمت مکه حرکت کردیم. این مسافت نیز حدود دو ساعت می باشد و بالاخره به این شهر مقدس رسیدیم. پس از آنکه در هتل مستقر شدیم ، روز بعد برای انجام مناسک عمره تمتع به سوی مسجدالحرام راهی شدیم. حس و حال عجیبی است و اصلا قابل توصیف نیست. وقتی اولین بار کعبه را میبینی باید سجده شکر بجا آوری و از خدا طلب رحمت و عافیت کنید.متاسفانه امسال به دلیل انجام عملیات توسعه حرم ، مسیری مدور و به ارتفاع دو طبقه اطراف کعبه کشیده اند که دید مستقیم آن را به شدت کاهش داده اند و تا رسیدن به محل اصلی طواف ستون های این پل مانع می باشند.



کعبه واقعا با عظمت است و هر گوشه مسجدالحرام شما را به یاد دوران پیامبر (ص) می اندازد.بعد از انجام  طواف ، سعی صفا و مروه و سایر اعمال مربوطه از احرام عمره خارج شدیم و تا چند روز مانده به اعمال اصلی حج این فرصت را داشتیم تا باز هم برای زیات مسجد و بازدید از مکانهای تاریخی اقدام کنیم.




مکانهایی که بیشتر مورد بازدید قرار می گیرند شامل محل تولد پیامبر اکرم ، قبرستان ابوطالب محل دفن ایشان و همسر پیامبر ،حضرت خدیجه ، و نیز غارهای ثور محل مخفی شدن پیامبر به هنگام هجرت به مدینه و در نهایت غار حرا می باشد که معمولا برای رسیدن به آنها با توجه به گرمای زیاد مکه باید از صبح زود اقدام کرد.




و بالاخره با فرارسیدن ایام حج تمتع میلیونها زائر از سراسر دنیا وارد این شهر شدند و ما نیز به جهت انجام مناسک حج تمتع به سوی عرفات حرکت کردیم . با توجه به اینکه شاید بیان خاطرات مناسک حج خارج از حوصله دوستان باشد از بیان آنها خودداری میکنم و امبدوارم قسمت همه آرزومندان شود تا خود بتوانند اوج معنویت را حس کنند.





پس از انجام مناسک حج که انشاالله خداوند از همگی قبول فرماید برای زیارت رسول الله و ائمه بقیع به سوی مدینه حرکت کردیم. وقتی از دور گنبد خضرای پیامبر را می بینی عشق دیدار و زیارت در تو زنده می شود.از بخت عالی ما این بود که هتل محل استقرار ما دقیقا روبروی حرم بود و از پنجره اتاق می توانستیم مسجدالنبی را مانند پوستری زیبا و طبیعی از نزدیک ببینیم.



در این مسجد که به طرز با شکوهی ساخته اند ، هر گوشه آن یاداور تاریخ اسلام می باشد. البته متاسفانه در این سالها مکانهای تاریخی بسیاری تخریب شده و فقط نامی از آنها باقی مانده است. در گوشه ای از مسجد می توان به قبرستان بقیع رسید. قبرستانی که بیانگر اوج مظلومیت ائمه اطهار می باشد و با برخوردهای بسیار بد و زننده حتی امکان زیارت را هم به شما نمی دهند. چهار سنگ قبر فقط نشانگر چهار امام بقیع بوده و هیچ چیز دیگری وجود ندارد. هر روز دو نوبت فقط به آقایان اجازه دیدار می دهند و بانوان از این فیض محرومند و با چشمانی گریان از راه دور و پشت میله ها می توانند آنجا را زیارت کنند.



از جمله مکانهایی که معمولا برای دیدن می برند، مساجد مختلفی است که هر یک یاد آور یک واقعه تاریخی است، مانند مسجد قبا ،ذو قبلتین ، امام علی ،مباهله و ... که در هر کدام از آنها نماز تحیتی خوانده می شود.



یکی از مهمترین مکانها کوه احد و محل دفن شهدای آن ، مخصوصا حضرت حمزه است که آنجا را هم مشابه بقیع کاملا محدود و مسدود کرده اند و امکان زیارت مستقیم به کسی نمی دهند.



و سرانجام بعد از گذشت سه هفته که مثل برق و باد گذشت دیدیم که وقت مراجعت رسیده و باید برگردیم. در آخرین دیدار زیارت وداع با پیامبر و ائمه بقیع را خواندیم و آرزو کردیم که باز هم قسمت و روزی ما و بقیه باشد. در این سفر تا جای ممکن به یاد همه دوستان و ملتمسین دعا بودیم . 


تشرف به حج - 4

اما آخرین مرحله در مقدمات حج پیدا کردن کاروان است. با توجه به اینکه ویزای ما خارج از کشور صادر شده بود ، بنابراین ما نمی توانستیم وارد سیستم کاروانهای سازمان حج و زیارت در ایران شویم ولی در این شرایط کاروانهایی مخصوص ایرانیان خارج از کشور وجود دارد که عموما دفاتری در ایران دارند. از سایت سازمان حج و زیارت می توان لیست آنها را پیدا کرد. این کاروانها دارای امکانات و شرایط متفاوتی هستند و بستگی به نوع خدمات و درجه هتل های اسکان حجاج قیمت های مختلفی نیز دارند . امسال جهت ثبت نام هر زائر از 1500 دلار تا حدود 3000 دلار وجود داشت و تقریبا همگی در یک بازه ی سه هفته ای از اول ذیحجه اقدام به پذیرش می کردند. نکته این جاست که این پذیرش از فرودگاه جده شروع می شود و قبلا هم عرض کرده بودم که ما نیز بلیط سفر را که برای هر نفر حدود دو میلیون تومان است تهیه کرده بودیم.

با توجه به مجموع شرایط و امکاناتی که وجود داشت ما یک کاروان انتخاب کردیم که 1800 دلار برای ثبت نام می گرفت با تماسی که با دفتر کاروان گرفتیم و وضعیت خودمان را توضیح دادیم خوشبختانه بدون هیچ درخواستی از کاروان خود آنها 300 دلار از مبلغ کم کردند. البته بعدا متوجه شدیم یکی از علت های اصلی این کار این بوده که امسال دولت عربستان محدودیت های زیادی برای همه کشورها برای ویزای حج گذاشته بود و عده کمی موفق به گرفتن روادید حج شده بودند و این باعث شده بود که کاروانها در جهت رقابت با یکدیگر قیمت های خود را کاهش داده بودند تا زائر بیشتری را ثبت نام کنند. حتی وقنی که ما به فرودگاه جده رسیدیم دیدیم عده ای که معلوم بود در این کار حرفه ای بودند صبر کرده بودند و در آخرین لحظات در فردگاه اقدام به انتخاب کاروان می کردند که با توجه به رقابت کاروانها حتی تا کمتر از 1000 دلار نیز بعضی ها ثبت نام کردند.

در مجموع بعدا دیدیم که کاروانها فرق زیادی با هم ندارند و می توان با مخارج مناسب تر هم به کاروانها ملحق شد. 

تکته دیگری که قبل از اعزام وجود دارد گرفتن مرخصی از اداره محل کارمان بود. با توجه به اینکه با تاخیر وارد ایران شده بودیم به اداره رفتیم تا شروع به کار را گرفته و بعد تقاضای مرخصی حج کنیم.وقتی که به اداره مان رفتم با استقبال دوستان آموزش اداره مواجه شدم و  خیر مقدم عرض کردند و بعد از اینکه گفنم که به خواست خدا عازم حج نیز هستم ، معاون آموزشی به شوخی گفت که پس بگو هنوز نیامده اید. البته این نکته را نیز عرض کنم که هر کارمندی برای یکبار حج واجب می تواند مرخصی با حقوق بگیرد و استحقاقی محسوب می شود.

در هر صورت در آخرین روز از ماه ذی القعده بابدرقه دوستان و آشنایان عازم فرودگاه امام شدیم . خوشبختانه چون به ایران برگشته بودیم دیگر نگران وضعیت بچه ها نیز نبودیم و با عنایات الهی همه مشکلات و موانع را پشت سر گذاشته بودیم و دیگر نگرانی خاصی نداشتیم . فقط با توجه به اینکه ما فرصت دیدن دوره آموزشی را نداشتیم از اینترنت سایتها و فیلم های مختلفی را دیدیم تا حدودی با مناسک حج آشنا شویم و البته با توجه به اینکه روحانی کاروان خوبی داشتیم این مشکل نیز برطرف شد.

در مورد ایام و مناسک حج و نیز حضور در شهرهای مقدس مکه و مدینه احتمالا در فرصت دیگری عرض خواهم کرد.


http://s5.picofile.com/file/8111270218/IMG_8987.jpg



تشرف به حج - 3


قبل از اینکه دنباله ماجرا را بنویسم به بیان دو خاطره از لحظات ترس و نا امیدی در دوره اعزام می پردازم. یکی در موقعی بود که خیلی شاد و مسرور از اینکه توانسته بودیم ویزای حج را بعد از دردسرهای بسیار بگیریم و فکر می کردم کار تمام شده است. درست در راه برگشت به ایران و به هنگام کنترل پاسپورت ها در فرودگاه امام ، متوجه شدم که پاسپورت خودم موجود نیست. چند باری جاهای مختلف کیف خود راگشتم ولی آن را نیافتم. به شدت دچار اضطراب شدم. قضیه را به مامور کنترل گفنم و اشاره کردم که شاید در هواپیما جا مانده باشد. با هماهنگی ماموران انتظامی بار دیگر به هواپیما برگشته و همه جای صندلی خود و اطراف را گشتم ولی چیزی یافت نشد. از یک طرف دردسر ورود به کشور و از همه مهمتر امکان بر باد رفتن همه آرزوها واقعا فکرم را مختل کرده و مستاصل شده بودم. در اوج نا امیدی برای آخرین بار وسایلم را از کیف شلوغم خالی کردم  و در یک لحظه در میان اوراق متعدد چشمم به گذرنامه ام خورد. باور کنید که در آن لحظه انگار که همه دنیا را به من داده اند و خدا را بسیار شکر کردم که لطف خود را از من دریغ نکرد. شاید این تلنگری به من بود که بدانم مسبب هر خیری در عالم خداست و اگر او نخواهد هیچ امری امکان پذیر نیست.

این ماجرا مرا به یاد دو سال قبل هم می اندازد که باز هم در برهه ای از زمان دچار یاس و نا امیدی شدم و باز هم به لطف خدا بر طرف شد و آن در روز اعلام نتایج نهایی اسامی قبول شدگان اعزام به خارج بود. در این روز اعلام شده بود که هر کس برای اطلاع از نتیجه قبولی باید شماره ملی خود را در سیستم وارد کند. من هم با اضطراب چنین کردم و با کمال تاسف دیدم که اعلام می کند قبولی با چنین شماره ای یافت نشده است. در آن لحظه خودم و خانواده ام کمی دچار افسردگی شدیم و متحیر نشستیم.دقایقی بعد یکی از دوستانی که وی هم در آزمون شرکت کرده بود به ما زنگ زد و خبر قبولی خود را به ما گفت و ما هم به اوتبریک گفته و خبر قبول نشدن خود را به وی دادیم.بعد از چند دقیقه همان دوست به ما زنگ زد که شنیده است که اگر کسی شماره ملی اش با صفر شروع می شود نباید صفر آن را وارد سیستم کند. اندک امیدی پیدا کرده و باز هم سراغ کامپیوتر رفته و این بار شمار ملی را بدون صفر وارد کردیم و در در کمال نا باوری دیدیم که اسم ما هم جزء قبول شدگان است . بچه ها از خوشحالی جیغ کشیدند .در آن لحظه فهمیدم که خدا می خواست در آن لحظه به ما بفماند که همه چیز در دست اوست و فاصله بین اعلام قبولی یا عدم قبولی شاید در یک رقم صفر باشد.

با توجه به طولانی شده مطلب ادامه بحث حج را در فرصتی دیگر بیان میکنم.

تشرف به حج - 2

با سلام خدمت دوستان گرامی در قسمت قبل اشاره کردم که هنوز اطلاعی از گرفتن ویزا نداشتیم تا اینکه در روز ششم مهرماه بود که با ما تماس گرفته و گفتند که ویزای ما صادر شده است و تا یکی دو روز دیگر به دست ما می رسد. حتی از سفارت ایران اعلام کردند مخارج 300 یورویی هم که قرار بود بابت هر پاسپورت بگیرند نیز بخشیده شده است. خبر درست شدن ویزا واقعا یک خبر فوق العاده و هیجان انگیز برایمان بود و باور نمی کردیم بعد از حدود دو ماه سرگردانی و بلا تکلیفی بالاخره این کار انجام شود. شاید شبیه معجزه بود و باور کردیم که حتما خواست و دعوت الهی باعث این کار شد.

با توجه به اینکه ماموریت تمام شده و وسایل را جمع و جور کرده بودیم بلافاصله اقدام به تهیه بلیط برگشت کردیم . معمولا گرفتن بلیط حدود یک هفته ای طول می کشد و ما هیچ زمان نداشتیم زیرا ایام حج در حال شروع شدن بود و ما فقط توانسته بودیم ویزا بگیریم. خوشبختانه به کمک یکی از دوستان در هواپیمایی سریعا بلیطی برای تهران رزرو کردیم و با همیاری همکاران مرکز اعزام سریعا بلیط برایمان صادر شد. از طرف دیگر چون می خواستیم از طرف ایران به مکه اعزام شویم د ر همانجا بلیط جده و مدینه را هم رزرو کردیم.

در روز هشتم مهر بود که با بدرقه دوستان و همکاران که واقعا دلمان برایشان تنگ شده فرانکفورت را ترک و بعد از کمتر دو سال اقامت به وطن برگشتیم. باری ما که در تمام دوره برنگشته بودیم حس عجیبی داشتیم.

آخر شب که به تهران رسیدیم مورد استقبال دوستان و بستگان قرار گرفتیم . از همان فرودگاه خانواده را با فامیل راهی کرده و من برای ادامه مراحل که هنوز ادامه داشت در تهران ماندم.

روز بعد به اتفاق همکار دیگرمان که ایشان نیز هم دوره ای ما بود به مرکز اعزام رفتیم و بعد از تعارفات و خوش و بش با دوستان مرکز خواستار مجوز خروج از کشور شدیم. حنما می دانید که پاس خدمت مخصوص دوران ماموریت بوده و پس از پایان دوره باید آن را پس بدهیم. خوشبختانه مرکز اعزام در این قسمت با ما همکاری خوبی کرده و برای ما مجددا درخواست خروج کشور را صادر کرد. بلافاصله برای گرفتن مهر خروج از کشور به ساختمان وزارت خارجه رفتیم و بعد از ساعتی توانستیم مهر خروج را دریافت کنیم . در مرحله بعد با توجه به اینکه ما نمی توانستیم داخل کاروانهای داخلی شویم باید خودمان بلیط یرای حج می گرفتیم. با توجه به اینکه در ایام حج پروازهای عربستان چارتر بوده و در اختیار سازمان حج و زیات است ، به این سازمان رفته ودر دفتر هواپیمایی مستقر در آن  به دنبال ظرفیت های خالی کاروانها بودیم که خوشبختانه برای اول ذیحجه چند صندلی خالی در یکی از پروازها برایمان پیدا شد و مرحله دیگری از کارمان به سرانجام رسید. جهت اطلاع دوستان هزینه بلیط رفت و برگشت از ایران به عربستان با پرواز ایران ایر حدود دو میلیون تومان برای هر نفر است.

اما هنوز یک کار دیگر مانده بود که پیدا کردن کاروان است که انشاالله در فرصت دیگر در مورد آن می نویسم.

http://s5.picofile.com/file/8110342518/IMG_9029.jpg

http://s5.picofile.com/file/8110343400/IMG_9196.jpg