سفرنامه هلسینکی - فنلاند
صبح روز بعد به اسکله شهر زیبای هلسینکی پایتخت فنلاند رسیدیم. از عرشه کشتی منظره بندر خیلی دیدنی بود. پس از پیاده شدن و تهیه نقشه نقاط توریستی این شهر با مترو به سوی این مناطق حرکت کردیم. خوشبختانه واحد پول آنجا هم یورو بود و مشکلی برای خرید نداشتیم.


جمهوری فنلاند کشوری است در منطقه اسکاندیناوی در شمال اروپا. این کشور ۵٫۴ میلیون نفرجمعیت دارد و پایتخت آنهلسینکی است. حدود یک میلیون نفر از جمعیت کشور در منطقه کلان شهری هلسینکی زندگی می کنند.
دو زبان فنلاندی و سوئدی در این کشور رسمیت دارند. ۹۰ درصد از مردم کشور فنلاندی زبان هستند و سوئدی در چند منطقه ساحلی در غرب، جنوب، و منطقه خودگردان اُلند صحبت می شود.
فنلاند از شمال با نروژ، از شرق با روسیه، از غرب با سوئد همسایه است. خلیج بوتنی در غرب، خلیج فنلاند در جنوب و دریای بالتیک در جنوب غربی آن قرار دارد. فنلاند کشور دریاچه و جنگل است. ۱۰ درصد خاک آن را دریاجه پوشانده و ۷۳ درصد آن را جنگل. رشته کوه های آن اغلب در نیمه شمالی واقع شده اند. نزدیک به یک سوم فنلاند در شمال مدار قطبی قرار دارد و یک دهم کشور پوشیده از دریاچه ها (حدود 50.000 در کل ) است . سایما – بزرگترین جزیره- مساحتی بیش از 4.400 کیلو متر مربع دارد . طی ماه های زمستان آب خلیج بوتنی (در غرب) و خلیجفنلاند (در جنوب) یخ می بندد و بندرها با استفاده از کشتیهای یخ شکن بازمی ماند . وجود یخچالها شدیدا ً بر زمین کشور اثر گذاشته است ، و به غیر از کوه های شمال غرب بیشتر فنلاند متشکل از زمینهای پست است .

خوشبختانه مانند بسیاری از کشورهای اروپایی اکثر جاهای دیدنی و تاریخی در یک منطقه جمع شده اند و با فرصت کمی که ما داشتیم توانستیم از بیشتر آنها دیدن کنیم. اولین جایی که رسیدیم کلیسای جامع هلسینکی بود. این کلیسا دارای گنبدهای سبز زیبایی است که در یک منطقه مرتفع ساخنه شده و دورنمای بسیار دیدنی دارد. اغلب گردشگران از این کلیسا دیدن می کنند. در آنجا به چند توریست آلمانی برخورد کردیم و پس از معرفی خود، آنها هم اظهار خوشوقتی کردند و به نوعی احساس هم وطنی و آشنایی بین ما ایجاد شد. جالب حضور گسترده مرغان دریایی بود که بالای سر پرواز و یا کنار مردم ایستاده بودند و منتظر برای اینکه لقمه ای خوراکی بگیرند.


در کنار این کلیسا ابنیه و مراکز تاریخی دیگری وجود داشت که هر یک جذابیت خاص خود را داشت.



اما پس از دیدن بخش تاریخی این شهر به اسکله برگشتیم. یکی از جاذبه های این شهر بازار روزی بود که در کنار بندر تشکیل داده بودند و در آنجا انواع و اقسام مواد خوراکی و پوشاکی عرضه میشد. چادرهایی نیز برای فروش غذاهای دریایی بود که در جلو آنها یک نفر خوراک ماهی برای تست تعارف می کرد. از جمله غذاهای خوشمزه آن ماهی های سوخاری شده کیلکا بود که به خاطر ریز بودن آن باید درستی آن را خورد و البته جای شما خالی بسیار هم خوشمزه بود. ما هم بعد از اینکه از بازارچه دیدن کردیم و ظهر هم شده بود ترجیح دادیم که از همان ماهی ها سفارش بدهیم. در کنار آن بچه ها از ظاهر یک خوراکی دیگر نیز خوششان آمد و سفارش آن را دادیم ولی وقتی خواستیم آن را بخوریم نام آن را پرسیدیم که فروشنده با حرکات انگشت به ما گفت که هشت پا می باشد. با شنیدن این اسم حال بچه ها به هم خورد و چون سفارش هم داده بودیم چاره ای جز این ندیدیم که خواهش کنیم آن را با همان ماهی سوخاری عوض کند که او هم قبول کرد و حالا با حجم زیادی از غذا مواجه شدیم و ناچارا آنها را به کشتی بردیم و شب خوردیم و باقی مانده آن را روز بعد خوراک مرغان دریایی کردیم.
در این بازارچه هم چنین نمادهایی از فنلاند به صورت عروسک و پوشاک یافت میشد که معمولا برای سوغات خریده می شود
فروشندگان دریایی که محصولات خود را در قایق عرضه می کنند.
و باز هم هموطن ایرانی این بار در بازار روز هلسینکی
جالب اینکه برخی از مواد غذایی را با پیمانه و با واحد لیتر می فروختند.
و این همان ماهی های سوخاری شده کیلکاست که مانند چیپس خورده میشد.
خلاصه پس از گشت و گذاری نسبتا طولانی دیگر وقت آن شده بود که به کشتی برگردیم. این آخرین مرحله سفر دوره ای دریای بالتیک بود و باید به استکهلم برمی گشتیم. آن شب نیز در کشتی خوابیدیم و روز بعد به شهر زیبای استکهلم رسیدیم. در این فاصله خصوصا در نزدیکی های این شهر جزایر زیبایی وجود داشت که برخی مسکونی بود. با رسیدن به شهر و با هماهنگی هایی که از قبل داشتیم دوست و همکارمان آقای شاکرنژاد به استقبال ما آمد و چند روز بعدی را دراین شهر گذراندیم که شرح آن را قبلا بیان کرده بودم.
نهایتا پس از حدود نه روز وقت بازگشت به فرانکفورت رسیده بود. صبح روز آخر به اتفاق دوستمان به ترمینال شهر آمده و با گرفتن بلیت به سمت فرودگاه حومه شهر که حدودا نود کیلومتری استکهلم بود حرکت کردیم. پرواز ما حدود دو ساعت کشید و پس از آنکه به فرودگاه هان رسیدیم سوار ماشین خود شده و به فرانکفورت برگشتیم. این سفر یکی از زیباترین سفرهای ما بود . چرا که توانستیم تجربه زیبایی از یک سفر زمینی، هوایی و دریایی را درک کنیم.
به امید خدا در پست های بعدی در مورد سایر سفرها خواهم نوشت.
این وبلاگ دربرگیرنده تجربیات مسعود سعیدی دبیر ریاضی اعزامی به کشور آلمان در مدت دو سال حضور در شهر فرانکفورت می باشد